
حضرت فاطمه معصومه (س) بانويي بهشتي، غرق در عبادت و نيايش، پيراسته از زشتي ها و شبنم معطر آفرينش است. شايد يكي از دلايل «معصومه» ناميدن اين بانو، آن باشد كه عصمت مادرش حضرت زهرا (س) در او تجلي يافته است. بر اساس پاره اي از روايات، اين لقب از سوي امام رضا (ع) به اين بانوي والامقام اسلام وارد شده است؛ چنان كه فقيه بلند انديش و سپيد سيرت شيعه، علامه مجلسي (ع) در اينباره ميگويد: امام رضا (ع) در جايي فرمود: «هركس معصومه را در قم زيارت كند، مانند كسي است كه مرا زيارت كرده است».
موضوع مطالب: خبرها - نوشته های مختلف
.jpg)
در شرايطي که سال گذشته اعلام جايگاه دانشگاه هاي ايران در رتبه بندي هاي معتبر جهاني با ترديدها و حرف و حديث هاي بسياري همراه بود، امسال دور جديد انتشار رتبه هاي جديد، بي سر و صدا آغاز شده و اين ور و آن ور دانشگاه هاي ايراني از پيشرفت خود در ميان دانشگاه هاي جهان خبر مي دهند.
بر اساس آخرين خبرها، رتبه بندي جهاني موسسه تايمز نشان مي دهد دانشگاه تهران در کل 117 رتبه در ميان ديگر دانشگاه هاي جهان ارتقا يافته و دانشگاه صنعتي شريف در رشته مهندسي و IT نسبت به سال گذشته 20 پله ارتقا پيدا کرده است. ديروز مهر گزارش داد ارتقاي 117پله يي دانشگاه تهران در جدول دانشگاه هاي برتر جهان در سال 2009 که توسط موسسه تايمز ارائه شده است، يکي از افتخارات اين جدول براي جامعه علمي ايران به شمار مي رود. دانشگاه صنعتي شريف نيز با وجود اينکه در ميان 400 دانشگاه برتر جهان جايي ندارد اما در رشته مهندسي و IT در سطح جهان به صعودي 20پله يي دست يافته است. ديگر رتبه هاي جهاني دانشگاه تهران در اين جدول در زمينه مهندسي و IT، علوم زيستي و بيوپزشکي و علوم طبيعي است که در اين رشته ها دانشگاه تهران به ترتيب رتبه هاي 112 ، 298 و 183 را به خود اختصاص داده است. دانشگاه صنعتي شريف نيز که به دليل قرار گرفتن در رتبه ميان 500 تا 600 در ميان نام 400 دانشگاه برتر جهان قرار ندارد در رشته مهندسي و IT رتبه 145 را به دست آورده است. اين دانشگاه در سال گذشته در اين رشته رتبه 165 و در سال 2007 رتبه 244 را به نام خود به ثبت رسانده بود. به اين شکل دانشگاه صنعتي شريف نسبت به سال گذشته 20 رتبه و نسبت به سال 2007 حدود 99 رتبه صعود داشته است. دانشگاه تهران نيز که در سال گذشته رتبه يي در ميان 400 تا 500 داشت امسال در ميان دانشگاه هاي برتر جهان 117 پله بالاتر رفته و خود را به جايگاه 368 دنيا رسانده است. اين دانشگاه نسبت به سال گذشته در رشته مهندسي و IT موفق به صعود 47پله يي و در علوم طبيعي با صعودي 46پله يي مواجه شده است. در سال 2008 اين دانشگاه در رشته پزشکي و علوم زيستي رتبه جهاني قابل توجهي به دست نياورده بود. اما نسبت به سال 2007 دانشگاه تهران 72 پله در رشته مهندسي و IT و 112 پله در رشته علوم زيستي و بيوپزشکي صعود داشته است. همچنين اين دانشگاه در علوم طبيعي نسبت به سال 2007 نيز 94 پله ارتقا يافته است. رتبه هاي 301 در رشته هنر و 228 در رشته علوم اجتماعي از ديگر رتبه هايي است که دانشگاه تهران در سال 2007 به آن دست يافته است اما در سال جاري موفق به کسب رتبه جهاني در آنها نشده است.
بر اساس رتبه بندي موسسه Times Higher Education دانشگاه هاروارد رتبه اول جهان، دانشگاه کمبريج رتبه دوم، دانشگاه ييل رتبه سوم، دانشگاه کالج لندن رتبه چهارم، دانشگاه آکسفورد و امپريال کالج لندن رتبه پنجم، دانشگاه شيکاگو رتبه هفتم، دانشگاه پرينستون رتبه هشتم، موسسه تکنولوژي ماساچوست رتبه نهم و موسسه تکنولوژي کاليفرنيا رتبه دهم جهان را به خود اختصاص داده اند. به اين شکل دانشگاه هاروارد براي ششمين سال متوالي رتبه اول در سطح جهان را براي خود حفظ کرده است.
منبع: روزنامه اعتماد
موضوع مطالب: خبرها- نوشته های مختلف

محمدرضا شفيعي کدکني
اي دوست وقتً خفتن و خاموشي ات نبود
وز اين ديار دورً فراموشي ات نبود
تو روشنا سرود وطن بودي و چو آب
با خاکً تيره روزً هماغوشي ات نبود
ميخانه ها ز نعره تو مست مي شدند
رندي حريفً مستي و مي نوشي ات نبود
دودً چراغ موشيً دزدان ترا چنين
مدهوش کرد و موسمً خاموشي ات نبود
سهراب اضطراب وطن بودي و کسي
زينان به فکرً داروي بيهوشي ات نبود
در پرده ماند نغمه آزاديً وطن
کانديشه جز به رفتن و چاوشي ات نبود
در چنگ تو سرود رهايي نهفته ماند
زين نغمه هيچ گاه فراموشي ات نبود
اي سوگوار صبح نشابورً سرمه گون
عصري چنين سزاي سيه پوشي ات نبود
21 سپتامبر 2009، پرينستون
موضوع مطالب: نوشته های مختلف

موضوع مطالب: نوشته های مختلف
کارکنان دفتر دادستانی فدرال با مدارک قانونی درارتباط با کلاهبرداری هکر ها محاصره شده اند
تکنولوژی عملیات قاچاق در خدمت ادامه پاکسازی جنگل های بارانی آمازون می باشد، شرکتهای چوب بری که تمایل به غارت جنگل های دارند از هکرها برای اختلال در سیستم ردیابی پیچیده دولت برزیل و گزارش های غیر واقعی آن ، استفاده کرده اند.
وزارت محیط زیست برزیل میزان الوارهای خارج شده از ایالت پارا PARA در آمازون را بر روی کاغذ ثبت کرده ودوسال قبل از طریق سیستم بصورت آن لاین آنرا نشان داده است .
شرکتهای تولید الوار و زغال چوب فقط اجازه دارند هرسال یه میزان مشخصی قطع درخت داشته باشند و این میزان بوسیله صدور پروانه حمل آن توسط سیستم کامپیوتری ایالتی کنترل می شود.
برای صدوراین الوارها از ایالت پارا PARA بوسیله کشتی نیاز به مجوز حمل ونقل است و تحت نظارت مدیریت شرکتهای برداشت چوبهای جنگلی حجم الوار در هر کشتی از میزان کلی که به آن شرکت اجازه حمل داده شده کم می شود. در زمانیکه این میزان به صفر رسید ، دیگر اجازه قطع درخت به آن شرکت داده نمی شود.
درابتدا حدس زده می شد که مدارک دستکاری شده است. اما دادستان عمومی چزئیات چگونگی کار هکرهای استخدام شده توسط 107 شرکت های چوب وزغال چوب و گزارش های دستکاری شده به هدف افزایش میزان برداشت چوب و حمل ونقل آن در نواحی جنگلی و به خطر افتادن سیستم ها را افشا کرد.، درگذشته یرزیل مرکز هکر های دنیا نامیده می شد و سابقه تاریخی گروهای جنایی که سیستم های کامپیوتر بانکهای را برای دست زدن به فریبکاری های بزرگ ، هک کرده اند را پشت سر گذاشته است .
با هک کردن سیستم های کامپیوتری 17 میلیون متر مکعب چوب بصورت قاچاق از برزیل خارج شده است ، که با آن می توان 780 استخر شنای به انداز استخر المپیک را پر کرد.
طبق برآورد دادستان عمومی قیمت این چوبها 833 میلیون دلار امریکا برآورد شده است . بنا برگفته دانیل اولینو دادستان فدرال ، بسیاری از این شرکتها عملکرد غیرقانونی دارند. تقریبا" نصف آنها تحت نظارت قانون مناسب جرائم زیست محیطی هستند.
پلیس از آپریل 2007 شروع به تحقیق در مورد هکرهای مظنون کرده، تا پایان ماه 30 تن از رهبران آنها را دستگیر کرد. فرد واسطی که هکرها وچوب برها را آورده بود، هنوز در زندان است ، درکل 202 نفر تحت تعقیب قرارگرفتند.
یک از مبارزین گرین پیس می گوید ما قبلا" اشاره کرده بودیم که در روشهای کنترل حمل ونقل چوب درختان جنگلی ، تقلب شده است واین سیستم کامپیوتری در سایر ایالتهای برزیل نیز استفاده می شود.
با هک کردن سیستم صدور مجوز ها ، این شرکتها محموله های کشتی خود را قانونی کرده ومورد قبول طرحهای مدیریت جنگل قرار داده اند. اما در حقیقت این شرکتها تجارت غیر قانونی انجام داده ، وضعیت جنگل تراشی در این منطقه را بدتر کرده و فقدان کنترل باعث شده آنها براحتی از قانون فراز کنند.
برزیل باید طرح به صفر رساندن میزان جنگل تراشی ها را قبول کند.
رسوایی هکرها وچوب بران ، نشان می دهد دولت برزیل در حمایت از جنگل آمازون و قانونی شکنی شرکتها ، کوتاهی کرده است .
اگرمی خواهیم این جنگل ها در آینده طولانی باقی بمانند ، تنها پذیرش طرح به صفر رساندن جنگل تراشی ها قابل قبول است. از طرف دیگرادامه جنگل تراشی غیر قانونی و کلاهبرداری مانند این رسوایی، مشکل بزرگی را درآینده بوجود خواهد آورد.
منبع :Greenpeace- December 2008
ترجمه کانون دیده بانان زمین - فرزانه رحیمی
موضوع مطالب: نوشته های مختلف

در خيال خرمشهر که کنار کارون آرام نشسته بود، هيچ صداي خمپاره ای نبود. نخلستان هايش صدای چرخ های تانک را تا آن روز نشنيده بود، تا شهريور ماه 59 که خرمشهر، خونين شهر شد. پس از گذشت روزهای تاريک و پر دود اسارت، در سوم خرداد 1361 شهر از اشغال درآمد. خرمشهر نخل های سوخته، نخل های بی سر...
مسجد جامع خرمشهر، قلب شهر بود كه ميتپيد و تا بود مظهر ماندن و استقامت بود. مسجد جامع خرمشهر، مادري بود كه فرزندان خويش را زير بال و پر گرفته بود و در بيپناهي پناه داده بود و تا بود مظهر ماندن و استقامت بود و آنگاه نيز كه خرمشهر به اشغال متجاوزان درآمد و مدافعان ناگزير شدند كه به آن سوي شط خرمشهر كوچ كنند باز هم مسجد جامع، مظهر همه آن آرزوهايي بود كه جز در پازپسگيري شهر برآورده نميشد. مسجد جامع، همه خرمشهر بود.
خرمشهر از همان آغاز، خونينشهر شده بود. خرمشهر خونين شهر شده بود تا طلعت حقيقت از افق غربت و مظلوميت رزمآوران و بسيجيان غرقه در خون ظاهر شود. و مگر آن طلعت را جز از منظر اين آفاق ميتوان نگريست؟ آنان در غربت جنگيدند و با مظلوميت به شهادت رسيدند و پيكرهاشان زير شني تانكهاي شيطان تكه تكه شد و به آب و باد و خاك و آتش پيوست. اما… راز خون آشكار شد. راز خون را جز شهدا درنمييابند. گردش خون در رگهاي زندگي شيرين است اما ريختن آن در پاي محبوب، شيرينتر است؛ و نگو شيرينتر، بگو بسيار بسيار شيرينتر است.
راز خون در آنجاست كه همه حيات به خون وابسته است. اگر خون يعني همه حيات… و از ترك اين وابستگي دشوارتر هيچ نيست پس، بيشترين از آن كسي است كه دست به دشوارترين عمل بزند. راز خون در آنجاست كه محبوب خود را به كسي ميبخشد كه اين راز را دريابد. آن كس كه لذت اين سوختن را چشيد در اين ماندن و بودن جز ملالت و افسردگي هيچ نمييابد.
آنان را كه از مرگ ميترسند از كربلا ميرانند. مردان مرد، جنگاوران عرصه جهادند كه راه حقيقت وجود انسان را از ميان هاويه آتش جستهاند. آنان ترس را مغلوب كردهاند تا فتوت آشكار شود و راه فنا را به آنان بياموزد.
آنان را كه از مرگ ميترسند از كربلا ميرانند. وقتي كه كار آن همه دشوار شد كه ماندن در خرمشهر معناي شهادت گرفت، هنگام آن بود كه شبي عاشورايي برپا شود و كربلائيان پاي در آزموني دشوار بگذارند…
موضوع مطالب: نوشته های مختلف
چرا تاريخ علم مهم است؟ براي دانش پژوه تاريخ علم ساده ترين پاسخ به اين پرسش ممكن است اين باشد كه آگاهي از تاريخ علم لذت بخش است. مگر نه اينكه بسياري از افراد به تماشاي فيلم هاي تاريخي مي نشينند و داستان هاي تاريخي مي خوانند، تاريخ علم نيز به عنوان بخشي از تاريخ بشر، لذت بخش و خواندني است. اگر تاريخ علم را بخشي از تاريخ بشر بدانيم، آن گاه بايد بپرسيم آيا خواندن تاريخ جدا از «خواندني بودن» سود ديگري هم دارد يا نه. پاسخ اين پرسش مي تواند راهگشاي ما در رسيدن به پاسخ پرسش نخست باشد.
ما در زمان اكنون زندگي مي كنيم و به آينده مي انديشيم، پس چرا بايد به كندوكاو در گذشته هاي دور بپردازيم؟ گفته مي شود گذشته چراغ راه آينده است و ما با آگاهي از گذشته، اكنون خود را درمي يابيم و با شناخت اكنون خود مي توانيم آينده بهتري پديد آوريم. از بررسي گذشته در مي يابيم جامعه ما در گذشته براي رساندن ما به وضعيت كنوني چه روندي را پيموده و چه عواملي بر اين روند اثر گذاشته و به آن جهت داده است. بنابراين تاريخ گنجينه يي از اطلاعات را در دسترس ما مي گذارد تا با تحليل آنها بتوانيم روند پيشرفت آينده را پي ريزي كنيم.
منبع" روز نامه اعتماد، صفحه علم،به قلم آقاي حسن سالاري
موضوع مطالب: 4) نوشته های مختلف
مدیر گروه علوم و صنایع چوب و کاغذ پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران گفت: رشته صنایع مبلمان و دکوراسیون داخلی برای نخستین بار در کشور راه اندازی می شود.
کامبیز پورطهماسی در گفتگو با خبرنگار مهر در کرج اظهار داشت: رشته صنایع مبلمان و دکوراسیون داخلی با توجه به گسترش صنایع چوبی در کشور در بخشهای مختلف، نیاز به افراد متخصص و آموزش دیده دارد که با راه اندازی این رشته در سطح آموزش عالی، بسیاری از نیازهای صنایع چوب برطرف می شود.
وی افزود: مقدمات اولیه راه اندازی این رشته فراهم شده و انتظار می رود اولین گروه از دانشجویان رشته صنایع مبلمان و دکوراسیون داخلی در مهرماه سال جاری مشغول تحصیل شوند.
این مسئول خاطرنشان کرد: امید است حداقل 20 دانشجو در دوره اول این رشته در مقطع کارشناسی برای مهرماه سال جاری پذیرش شوند.
پورطهماسی گفت: رشته صنایع مبلمان و دکوراسیون داخلی از نیازهای اصلی صنایع چوب کشور و همچنین اتحادیه های صنفی است.
اکنون گروه مهندسی علوم و صنایع چوب و کاغذ پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران در گرایشهای بیولوژی و حفاظت چوب، صنایع چوب و صنایع خمیر و کاغذ در سه مقطع تحصیلی کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا فعال است.
وی همچنین عنوان کرد : این گروه آموزشی تنها گروه آموزشی صنایع چوب و کاغذ است که قطب علمی مدیریت کاربردی گونه های تندروی چوب است.
موضوع مطالب: خبرها - نوشته های مختلف
حیات طبیعت حیاط خلوت ما نیست

22 آوریل، مطابق با 2 اردیبهشت- که در واقع روز اعتدال بهاری است- روز جهانی زمین نام گذاری شده است. در این روز در کشورهای مختلف برنامه ها و فعالیتهایی در رابطه با گرامی داشت سیاره ما، زمین، انجام میشود. در اینجا به تاریخچه کوتاهی از پیدایش این ایده تا به وقوع پیوستن آن، به قلم بنیان گذار این روز، سناتور گیلورد نلسون (Gaylord Nelson) توجه کنید :
هدف روز جهانی زمین چیست و ایده اولیه آن از کجا آمده است؟
اینها سوالاتی هستند که همیشه از من پرسیده میشوند. در واقع چند سال میشد که ذهن من درگیر این مسئله بود که در سیاست بیشتر کشورها، امور مربوط به محیط زیست اصولا جایی ندارد. سرانجام در نوامبر سال 1962 به فکر ایجاد یک حلقه رابط بین محیط زیست و سیاست افتادم و آن تشویق رئیس جمهور کندی Kennedy به انجام یک تور ملی حفاظت محیط زیست بود. البته این تور 5 روزه به دلایل مختلف در قرار دادن مسئله "حفاظت از محیط زیست" در دستور کار سیاستمداران، چندان موفقیت آمیز نبود، اما به شکوفا شدن ایده اولیه انتخاب یک روز به عنوان روز جهانی زمین منجر شد.
من در 25 ایالت به تحقیقاتی در باره مسائل زیست محیطی پرداختم و در همه جا به صدمات و بی توجهی هایی که نسبت به آن اعمال شده بود، برخورد کردم. جالب اینکه همه به غیر از موسسات دولتی و سیاسی متوجه این نکات بودند. مردم احساس مسئولیت میکردند اما سیاستمداران خیر. از زمان تور کندی 6 سال سپری شد و من هنوز امیدوار بودم که محیط زیست در میان امور اصلی مملکتی قرار بگیرد. بالاخره در جریان یک گفتگو در تابستان 1969، به این فکر افتادم که چرا دست به ایجاد یک اعتراض سازمان یافته نزنیم و نسبت به آنچه بر سر محیط زیستمان می آید دست به شکایت برنداریم؟ این زمانی بود که اعتراضات ضدجنگ دانشجویان بسیار موفق و جدی تلقی میشد و انرژی مثبت آن در فضا موجود بود. ما میتوانستیم تظاهراتی راه بیاندازیم که البته قمار بسیار بزرگی بود اما به دردسرش می ارزید.
در سپتامبر 1969، در یک سمینار اعلام کردم که در بهار 1970 تظاهرات سازماندهی شده ای به نفع محیط زیست انجام میگیرد و از همه علاقمندان به شرکت در آن دعوت کردم. خبر در همه جا پخش شد و عکس العملها بی نظیر بود. در مدتی کوتاه ما با نامه، تلگرام و تلفنهای بی شماری روبرو شدیم که درباره این تظاهرات و چگونگی شرکت در آن بود. بالخره مردم جایی برای بیان نگرانی ها ی خود پیدا کرده بودند. در چهار ماه بعد دونفر از کارمندان دفتر من به رسیدگی امور روز زمین مشغول بودند و مشخص بود که ما به سوی موفقیت چشم گیری دست خواهیم یافت. در عین حال دامنه تظاهرات مدام گسترده میشد و اداره آن از عهده دفتر من خارج شده بود. اما عده زیادی از دانش جویان، مدیران و دوست داران طبیعت و محیط زیست با در اختیار گذاشتن مکان و نیروی انسانی به سازماندهی این برنامه به کمک ما آمدند. آنچه درباره مراسم روز زمین زیباست، این است که با وجود چنین پشتیبانانی، خود به خود برنامه ریزی شده و به بهترین وجه اجرا میشود.
موضوع مطالب: نوشته های مختلف

این تبریک رو خیلی زودتر از این باید می گفتیم چون الان چند روز از آغازش گذشته ولی هرچند فرصت رو غنیمت می شماریم و از این طریق سال نوی ۱۳۸۸ رو خدمت تمام شما عزیزان تبریک عرض می کنیم و هفت سین سلامتی- سعادت - سیادت - سرور - سروری - سبزی و سرزندگی رو از از ایزد پاک آرزو داریم امیدوارم در این ساله جدید حداقل یکی از آرزوهای بزرگتون برآورده بشه..
همیشه پاینده و پایدار باشید.....یاحق
از طریق آرشیو موضوعی می توانید به دسته بندی مطالب وبلاگ دسترسی داشته باشید و از طریق آخرین مطالب سایت به نوشته های اخیر وبلاگ سر بزنید و همچنین بوسیله خبرنامه می توانید در جریان به روز شدن وبلاگ باشید.
ارطرف نویسندگان وبلاگ دانشجویان مهندسی چوب دانشگاه تهران
مرتبط با موضوع: نوشته های مختلف
اسکله خلیج وولوو مولوو ،واقع در شهر سیدنی استرالیا که در 1912 بنا شده است 400 متر طول، 63 متر عرض و 3600 متر نیز پایه دارد.
ساختمان اسکله که 5 طبقه است 350/5 متر طول ،43 متر عرض و 6400 متر مربع زیر بنا دارد و به یک مجتمع گذرگاهی و نیز هتل آپارتمان تبدیل شده است.
منبع : کتاب رکورد های جهانی گینس( edition2006)
مرتبط با موضوع:نوشته های مختلف
سحرگاه امروز اولین سالروز در گذشت ایدین نیکخواه بهرامی است
همون که به نشانه احترام و به خاطر هنر نمایی بدون چون و چرایش در پرتاب های سه امتیازی در مسابقات قهرمانی اسیا و صعود مقتدرانه ایران به المپیک ۲۰۰۸ گل افتتاحیه المپیک را که برادرش در مقابل آرژانتین به ثمر رساند که ان هم سه امتیازی بود از طرف هیئت اجرایی مسابقات به اسم وی ثبت گردید.
روحش شاد

مرتبط با موضوع: نوشته های مختلف

ديروز سالروز زلزله پنجم ديماه هشتاد و دو بم بود. غم رخداد اين فاجعه هنوز بر دل ما سنگيني مي كند. چه جانهاي عزيزي كه سوخت و چه زندگيها و اميدها كه نابود شد. هنوز دل مردم بم از اين اندوه التيام نيافته است. پريشب در هواپيما گزارشي نسبتا خوب از روزنامه جمهوري اسلامي مربوط به شماره چهارشنبه چهارم ديماه در مورد مشكلات روند بازسازي بم ديدم و در سرمقاله شماره روزشنبه هفتم ديماه اين روزنامه نيز نقدي بر وضع بد بازسازي بم آمده است و اشاره شده كه درصد بازسازي در بم هنوز از سي درصد فراتر نرفته است. به هرحال در تمام مدت اين پنج سال گزارشهاي مختلف پيشرفت كار بازسازي منتشر شده و بعضي زير ساختها كه حتي قبل از رخداد زلزله در بم يا وجود نداشت يا با كيفيت مدرن وجود نداشت، اكنون و پس از زلزله در بم ايجاد شده است. ولي از سوي ديگر شهر هنوز شكل واقعي خود را از نظر بازگشت بازماندگان به وضع عادي هنوز رخ نداده است. فكر مي كنم كه در شهر بم و استان كرمان مي توان كل روند بازسازي بم را علاوه بر مستند سازي، نقد و بررسي مجدد هم نمود.
به روان جانباختگان زلزله بم درود مي فرستم. آنچه در بم گذشت، پايان كار نيست. متاسفانه در بسياري از نقاط كشور ما پتانسيل تكرار آن اتفاق و شايد حتي مخرب تر از آن وجود دارد. لازم و ضروري است كه به هوش باشسم و در جهت كاهش ريسك زلزله در كشور بكوشيم.
مرتبط با موضوع: نوشته های مختلف

ملکوت خدا نزدیک است
صدای فریاد بلندی در آسمان پیچید که می گفت: " از گناهان خود توبه کنید. ملکوت خدا نزدیک است ". یحیی بود که فریاد می زد . جامه ای از پشم شتر پوشیده و با کمربندی از چرم آن را به خود پیچیده بود. خوراکش چیزی نبود جز ملخ و شیره گیاهان صحرایی. چشمان نافذش که آتش به جان بنی اسراییل می زد هموتره پر از اشک بود و خبر آمدن مسیح را می داد. می گفت او نجات دهنده است. کسی است که بیاید و آمدنش وعده داده شده است. می گفت: " ملکوت خدا نزدیک است ".
( بر گرفته از انجیل متی. ۱ تا ۳:۶ )
مرتبط با موضوع: نوشته های مختلف
سه یار دبستانی؛
این «سه قطره خون» كه بر چهره ی دانشگاه ما، همچنان تازه و گرم است...

«اگر اجباری كه به زنده ماندن دارم نبود، خود را در برابر دانشگاه آتش میزدم، همانجایی كه بیست و دو سال پیش، «آذر» مان، در آتش بیداد سوخت، او را در پیش پای «نیكسون» قربانی كردند! این سه یار دبستانی كه هنوز مدرسه را ترك نگفته اند، هنوز از تحصیلشان فراغت نیافته اند، نخواستند - همچون دیگران - كوپن نانی بگیرند و از پشت میز دانشگاه، به پشت پاچال بازار بروند و سر در آخور خویش فرو برند. از آن سال، چندین دوره آمدند و كارشان را تمام كردند و رفتند، اما این سه تن ماندند تا هر كه را میآید، بیاموزند، هركه را میرود، سفارش كنند. آنها هرگز نمیروند، همیشه خواهند ماند، آنها «شهید» ند. این «سه قطره خون» كه بر چهره ی دانشگاه ما، همچنان تازه و گرم است. كاشكی میتوانستم این سه آذر اهورائی را با تن خاكستر شده ام بپوشانم، تا در این سموم كه میوزد، نفسرند! اما نه، باید زنده بمانم و این سه آتش را در سینه نگاه دارم.» دكتر شریعتى
16 آذر سال 32 بود؛ نه! دو ماه قبل از آن، تاریخ 16 مهر 32.
بیشتر از 50 روز از كودتاى آمریكایى ارتشبد زاهدى نگذشته بود. مردم هنوز درك كودتا برایشان سنگین بود. اولین تظاهرات یك پارچه مردم علیه رژیم كودتا در همین روز اتفاق افتاد؛ دانشگاه و بازار به طرفدارى از تظاهركنندگان اعتصاب كردند. تظاهرات به قدرى سنگین بود كه كودتاچیان وارد معركه شدند و طاق بازار را بر سر بازاریان خراب كردند و دكانهاى آنان را به وسیله مزدوران خود غارت كردند.
16 آبان سال 32 بود؛ كابینه زاهدى و دولت انگلستان براى تجدید روابط ایران و انگلستان كه در جریان ملى سازى نفت قطع شده بود، مخفیانه شروع به مذاكرات كردند.
در تاریخ 24 آبان اعلام شد كه نیكسون معاون رئیس جمهور آمریكا از طرف آیزنهاور به ایران مىآید. نیكسون به ایران مىآمد تا نتایج «پیروزى سیاسى امیدبخشى را كه در ایران نصیب قواى طرفدار تثبیت اوضاع و قواى آزادى شده است» (نقل از نطق آیزنهاور در كنگره آمریكا بعد از كودتاى 28 مرداد) ببیند. دانشجویان مبارز دانشگاه نیز تصمیم گرفتند كه هنگام ورود نیكسون، نفرت و انزجار خود را به دستگاه كودتا نشان دهند. وقوع تظاهرات هنگام ورود نیكسون حتمى مىنمود.
دو روز قبل از آن واقعه تلخ (14 آذر) زاهدى تجدید رابطه با انگلستان را رسما اعلام كرد و قرار شد كه «دنیس رایت» ، كاردار سفارت انگلستان، چند روز بعد به ایران بیاید. از همان روز 14 آذر تظاهراتى در گوشه و كنار به وقوع پیوست كه در نتیجه در بازار و دانشگاه عدهاى دست گیر شدند. این وضع در روز 15 آذر هم ادامه داشت.
رژیم شاه براى مسلط شدن بر اوضاع و حفظ سلامت (!) سفر نیكسون نیروهاى نظامى خود را در دانشگاه مستقر كرد؛ روز 15 آذر یكى از دربانان دانشگاه شنیده بود كه تلفنى به یكى از افسران گارد دانشگاه دستور مىرسد كه باید دانشجویى را شقه كرد و جلوى در بزرگ دانشگاه آویخت كه عبرت همه شود و هنگام ورود نیسكون صدها خفه گردد و جنبندهاى نجنبد...
صبح شانزده آذر، هنگام ورود به دانشگاه، دانشجویان متوجه تجهیزات فوق العاده سربازان و اوضاع غیر عادى اطراف دانشگاه شده، وقوع حادثهاى را پیش بینى مىكردند.
دانشجویان حتى الامكان سعى مىكردند كه به هیچ وجه بهانهاى به دست بهانه جویان ندهند. از این رو دانشجویان با كمال خون سردى و احتیاط به كلاسها رفتند و سربازان به راهنمایى عدهاى كارآگاه به راه افتادند. ساعت اول بدون حادثه مهمى گذشت و چون بهانهاى به دست آنان نیامد به داخل دانشكدهها هجوم مىآوردند؛ از پزشكى، داروسازى، حقوق و علوم عده زیادى را دستگیر كردند. بین دست گیر شدندگان چند استاد نیز دیده مىشد كه به جاى دانشجو مورد حمله قرار گرفته و پس از مضروب شدن به داخل كامیون كشیده شدند؛ چون احتمال وقوع حوادث وخیمترى مىرفت، لذا براى حفظ جان دانشجویان، دانشكده را تعطیل كردند و به آنها دستور دادند به خانههاى خود بروند و تا اطلاع ثانوى در خانه بمانند.
دانشجویان نیز به پیروى از تصمیم اولیاى دانشكده، محوطه دانشگاه را ترك مىكردند ولى هنوز نیمى از دانشجویان در حال خروج بودند كه ناگاه سربازان به دانشكده فنى حمله كردند. بهانه حمله آنان به دانشكده ظاهرا این بود كه در این گیر و دار دو دانشجوى رشته ساختمان به حضور نظامیان در دانشگاه اعتراض مىكنند. ارتشىها براى دستگیرى آنان وارد دانشكده فنى وارد كلاس درس مهندس شمس مىشوند تا دانشجویان معترض را دست گیر كنند؛ وقتى مهندس شمس نسبت به حضور نظامیان در كلاس درس خود اعتراض مىكند او را با مسلسل به جاى خود مىنشانند و حتى یا شكنجه مستخدم دانشكده سعى مىكنند كه آن دو دانشجو را بیابند.
رئیس وقت دانشگاه تهران براى اینكه جلوى ناآرامىها را بگیرد، كل دانشگاه تهران را تعطیل كرد. حضور نظامیان در صحن دانشكده فنى باعث شد كه بین نظامیان و دانشجویان، زد و خورد شود. عدهاى از سربازان، دانشكده فنى را به كافى محاصره كرده بودند تا كسى از میدان نگریزد. آنگاه دستهاى از سربازان با سر نیزه از در بزرگ دانشكده وارد شدند.
اكثر دانشجویان به ناچار پا به فرار گذاردند تا از درهاى جنوبى و غربى دانشكده خارج شوند. در این میان بغض یكى از دانشجویان تركید و او كه مرگ را به چشم مىدید و خود را كشته مىدانست دگر نتوانست این همه فشار درونى را تحمل كند و آتش از سینه پرسوز و گدازش به شكل شعارى كوتاه بیرون ریخت: «دست نظامیان از دانشگاه كوتاه!» . هنوز صداى او خاموش نشده بود كه رگبار گلوله باریدن گرفت و چون دانشجویان فرصت فرار نداشتند به كلى غافل گیر شدند و در همان لحظه اول عده زیادى هدف گلوله قرار گرفتند. به خصوص كه بین محوطه مركزى دانشكده فنى و قسمتهاى جنوبى، سه پله وجود داشت و هنگام عقب نشینى عده زیادى از دانشجویان روى پلهها افتاده، نتوانستند خود را نجات دهند، مصطفى بزرگ نیا به ضرب سه گلوله از پا درآمد. مهندس شریعت رضوى كه ابتدا هدف قرار گرفته به سختى مجروح شده بود بر زمین مىخزید و ناله مىكرد، و دوباره هدف گلوله قرار گرفت. احمد قندچى حتى یك قدم هم به عقب برنداشته و در جاى اولیه خود ایستاده بود و از گلوله باران اول مصون مانده یكى از جانیان «دسته حاجیباز» با رگبار مسلسل سینه او را شكافت.
بعد از پایان درگیرىها احمد هنوز زنده بود؛ او را به یكى از بیمارستانهاى نظامى تهران منتقل كردند. در حالى كه در درگیرىها لوله شوفاژ در مقابل احمد تركید بود و آب جوش تمام سر و صورت او را به شدت مجروح كرده بود با این حال مسئولان بیمارستان از مداوا و حتى تزریق خون به او ابا كردند و 24 ساعت بعد او مظلومانه شهید شد.
مظلومیت قندچى به حدى بود كه حتى بعد از شهادت، به خانوادهاش گفته بودند كه احمد را با دو شهید دیگر در امام زاده عبدالله دفن كردهاند. برادر شهید قندچى گفت: «بعد از این كه فهمیدیم احمد را در مسگر آباد دفن كردهاند با خانواده شریعت رضوى و بزرگ نیا به مسگر آباد رفتیم و قبر شهید را نبش كردیم و او را مخفیانه به امام زاده عبدالله بردیم و در آنجا در كنار دوستانش به خاك سپردیم.»
در جریان درگیرى 16 آذر عده زیادى از دانشجویان كه تحت فشار و حمله قرار گرفته بودند به ناچار به آزمایشگاه پناه بردند. پس از ختم گلوله باران دقیقهاى سكوت، دانشكده را فرا گرفت. ناگهان میان سكوت ناله بلندى به گوش رسید كه مانند دشنه در قلبها فرو رفت و از چشم بیشتر دانشجویان اشك جارى شد. نالههاى بلند سوزناك مىفهماند كه عدهاى مجروح شدهاند و در همان جا افتادهاند. اولیاى دانشكده، مستخدمان و چند نفرى از دانشكده پزشكى مىخواستند مجروحان را به پزشكى برده معالجه كنند ولى سربازان با تهدید به مرگ مانع این كار شدند. بدن مجروحان در حدود دو ساعت در وسط دانشگاه افتاده بود و خون جارى بود تا بالاخره جان سپردند. بدین ترتیب سه نفر از دانشجویان (بزرگ نیا، قندچى و شریعت رضوى) شهید و بیست و هفت نفر دستگیر و عده زیادى مجروح شدند.
خبر واقعه 16 آذر به سرعت در تمام تهران پخش شد. در روز 17 آذر تمام دانشگاههاى تهران و اغلب شهرستانها در اعتصاب كامل به سر بردند؛ حتى بسیارى از دبیرستانها هم با تعطیل كردن مدرسه خود هم دوش دانشگاهیان در تظاهرات علیه فجایع 16 آذر و سفر نیكسون به تهران شركت كردند.
براى كم رنگ كردن واقعه 16 آذر، جنایت كاران شروع به سفسطه كردند. در مقابل خبرنگاران گفتند كه: «دانشجویان براى گرفتن تفنگ سربازان حمله كردند و سربازان نیز اجبارا تیرهایى به هوا شلیك نمودند و تصادفا سه نفر كشته شد.» در همان روزها یكى از مطبوعات نوشت: «اگر تیرها هوایى شلیك شده، پس دانشجویان پر درآورده و خود را به گلوله زدند!»
رژیم براى این كه واقعه 16 آذر زودتر از یادها برود از برپایى مراسم یادبود شهدا جلوگیرى كرد.
برادر شهید شریعت رضوى مىگوید: «بعد از شهادت این سه تن به ما اجازه برگزار كردن شب سوم در خانه هایمان را هم ندادند؛ ولى در مراسم چهلم به خاطر پافشارى زیادى كه كردیم فقط 300 كارت كه مهر حكومت نظامى روى آن خورده بود به من دادند. هر كس مىخواست به طرف امام زاده عبدالله برود كارتش را كنترل مىكردند.»
برادر شهید بزرگ نیا نیز مىگوید: «از طریق علم، شاه به پدرم تسلیت گفت و پیغام داد 200 هزار تومان خون بها بدهند كه جواب رد دادیم؛ بعد مىخواستیم مجلس ختم و شب هفت بگیریم، مخالفت كردند. تا این كه خودم پیش سرتیب بختیار فرماندار نظامى رفتم و متعهد شدم اگر اتفاقى افتاد خودم مسئول باشم.»
درست روز بعد از واقعه 16 آذر، نیكسون به ایران آمد و در همان دانشگاه، در همان دانشگاهى كه هنوز به خون دانشجویان بى گناه رنگین بود دكتراى افتخارى حقوق دریافت كرد. صبح ورود نیكسون یكى از روزنامهها در سر مقاله خود تحت عنوان «سه قطره خون» نامه سرگشادهاى به نیكسون نوشت. در این نامه سرگشاده ابتدا به سنت قدیم ما ایرانىها اشاره شده بود كه «هرگاه دوستى از سفر مىآید یا كسى از زیارت بازمى گردد و یا شخصیتى بزرگ وارد مىشود ما ایرانیان به فراخور حال در قدم او گاوى و گوسفندى قربانى مىكنیم؛ آنگاه خطاب به نیكسون گفته شده بود كه «آقاى نیكسون! وجود شما آن قدر گرامى و عزیز بود كه در قدوم شما سه نفر از بهترین جوانان این كشور یعنى دانشجویان دانشگاه را قربانى كردند.»
منابع:
1- خاطرات شهید چمران
2- روزنامه كیهان آذر 58
3- روزنامه اطلاعات آذر 58
4- روزنامه جمهورى اسلامى آذر 58
مرتبط با موضوع:نوشته های محتلف

تصوير بوعلی را روی اسکناس 20 سامانی (واحد پول تاجيکستان) تاجيکستان می بينيد. بعد از ترک های ترکيه و مصادره مولوی، حالا نوبت تاجيکستانی ها است که مدعی يکی ديگر از چهره های ايرانی شوند. آنها عيد نوروز را در يونسکو به نام خودشان ثبت کرده اند و پزشک ايرانی را هم به نام تاجيکستان سند زده اند. هيچ بعيد نيست ديگراني هم مدعی حافظ و سعدی شيرازی شوند. البته اختلاف هايی اين چنين با کشوری مثل تاجيکستان جای تعجب و حتی انتقاد ندارد، چرا که اين کشور خود در حوزه تمدن ايران واقع است و تاجيک شناختن بوعلی يعنی ايرانی بودن او.
مرتبط با موضوع: نوشته های مختلف
سوالاتی جالب و پاسخ های باور نکردنی
لطفا ابتدا سوالات را پاسخ دهید و سپس جواب ها رو ببینین....
خودتون رو هم گول نزنید...
اما سئوالات !!
مسئله 1 - فرض کنید راننده یک اتوبوس برقی هستید. در ایستگاه اول 6 نفر وارد اتوبوس می شوند ، در ایستگاه دوم 3 نفر بیرون می روند و پنج نفر وارد می شوند . راننده چند سال دارد ؟
مسئله 2 - پنج کلاغ روی درختی نشسته اند ، 3 تا از آنها در شرف پرواز هستند . حال چه تعداد کلاغ روی درخت باقی می ماند؟
مسئله 3 - چه تعداد از هر نوع حیوان به داخل کشتی موسی برده شد ؟
مسئله 4 - شیب یک طرف پشت بام شیروانی شکلی ، شصت درجه است و طرف دیگر 30 درجه است . خروسی روی این پشت بام تخم گذاشته است . تخم به کدام سمت پرت می شود ؟
مسئله 5 - این سوال حقوقی است . هواپیمایی از ایران به سمت ترکیه در حرکت است و در مرز این دو سقوط می کند ، بازمانده ها را کجا دفن می کنند ؟
مسئله 6 - من دو سکه به شما می دهم که مجموعش 30 تومان می شود. اما یکی از آنها نباید 25 تومانی باشد . چطور ؟
منبع: تهران دانشجو
مرتبط با موضوع:نوشته های مختلف

اى مردم! اين روز شما روزى است كه نيكوكاران در آن پاداش مي گيرند و زيانكاران و تبهكاران در آن مأيوس و نااميد مي گردند و اين شباهتى زياد به روز قيامتتان دارد، پس با خارج شدن از منازل و رهسپار جايگاه نماز عيد شدن، به ياد آوريد خروجتان از قبرها و رفتنتان را به سوى پروردگار، و با ايستادن در جايگاه نماز به ياد آوريد ايستادن در برابر پروردگارتان را و با بازگشت به سوى منازل خود، متذكر شويد بازگشتتان را به سوى منازلتان در بهشت برين، اى بندگان خدا، كمترين چيزى كه به زنان و مردان روزه دار داده ميشود اين است كه فرشته اى در آخرين روز ماه رمضان به آنان ندا ميدهند و ميگويند:
«هان! بشارتتان باد، اى بندگان خدا كه گناهان گذشته تان آمرزيده شد، پس به فكر آينده خويش باشيد كه چگونه بقيه ايام را بگذرانيد.»
مرتبط با موضوع: نوشته های مختلف
گندي شاپور را مي توان به طور واقعي جايگاه علم (دانشگاه) دانست، جائي كه تعصب وقشريگري در آن راه نداشت. دانشگاه گندي شاپور ايراني بود ولي همه ملل مي توانستند از آن بهره گيرند. زبان تدريس پهلوي بود ولي زبان هندي (سانسكريت) يوناني و سرياني نيز مورد استفاده بود. علاوه بر دانشگاه، بيمارستان گندي شاپور نيز محل آموزش عملي دانشجويان بود و در آن پزشكان اكثراً مسيحي ايراني به مداواي بيماران مي پرداختند.
علاوه بر پزشكي، آموزش علوم انساني(حكمت و فلسفه) نيز در دانشگاه گندي شاپور رواج داشت. علاوه بر انديشه هاي فلسفي ايراني (حكمت خسرواني، كه بعدها به نام فلسفه اشراق توسط شيخ شهاب الدين سهروردي بسيار گسترده شد) در گندي شاپور انديشه هاي ايراني، هندي، سامي و يوناني به هم آميخت و به صورت انديشه اي جهاني ارائه مي شد. اين تحول فرهنگي در زمان ساساني به دليل ساختار ظالمانه و آماده براي تلاشي حكومت ساساني و حمله اعراب فروريخت ولي جالب است كه ريشه بسياري از مباني فرهنگي مسلمانان و علوم و فنون دوران اسلامي را بايد با در زمان ساساني و فرهنگ دانشگاه گندي شاپور جستجو كرد.
پس از فتح شوشتر در سال 17 هجري به سرداري ابوموسي اشعري، شهر تاريخي گندي شاپور به تصرف مسلمانان درآمد. در اين شهر تخريبي صورت نگرفت. در دوره آغاز خلافت عباسيان خاندانهاي ايراني (برمكيان) و رجال برجسته علمي (در طب، فلسفه ، نجوم و رياضيات) در دستگاه خلافت در بغداد (در سي كيلومتري مداين پايتخت ساسانيان) نفوذ كردند و با كمك دانشمندان سرياني، كلداني و يهودي علوم زمان را از زبانهاي مختلف به عربي ترجمه كردند. نهاد علمي "بيت الحكمه" به اين ترتيب پديد آمد. به اين كوشش در تاريخ اسلام "نهضت ترجمه" گفته مي شود. به آرامي "نهضت تاليف" توسط دانشمندان برجسته مسلمان (كه بسياري از آنها ايراني يا ايراني تبار بودند) شكل گرفت
برگرفته از سایت شخصی دکتر مهدی زارع http://www.mehdizare.net
بسم رب الشهدا و الصدیقین
من المومنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم
من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا

به یاد همه شهدا مخصوصا دایی عزیزم که درسن 20 سالگی در عملیات والفجر 8 به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
یکی بود یکی نبود
یه شهری بود خوش قد وبالا. آدمهایی داشت محکم وقرص. ایام ایام جشن بود( جشن غیرت). همه تو اوج شادی بودند که یه غول حمله کرد به شهر. اون غول غول گشنه ای بود که می خواست کلی از این شهر رو ببلعه.همه نگران شدند. حرف افتاد با این غول چی کار کنیم. ما خمار جشنیم. بهتره سخت نگیریم.
اما پیر مراد جمع گفت باید تازه نفسها برن جنگ غول.
غول/ غول عجیبی بود. یه پاشو می زدی دو تا پا اضافه میکرد. دستاشو قطع می کردی چندتا سر اضافه می شد. بالاخره دستای آقا غول رو قطع کردند و خسته و زخمی برگشتند شهرشون که دیدند پیر مرادشون سفر کرده یکی ازپیرجوونهای زخم کشیده جا شو گرفته بود.
اما یه اتفاق افتاده بود.
بعضیها این جوونها رو یه جوری نگاه می کردند که انکار غریبه می بینند شاید هم حق داشتند!!!!!!!
آخه این جوونها مدتها بیرون از این شهر با غولی جنگیده بودند. جنگیدن با غول آدابی داشت که اونها بهش خو کرده بودند. دست و پنجه نرم کردن با غول زلالشون کرده بود شده بودند اینهو اصحاب کهف دیگه پولشون قیمت نداشت.
اونهایی که تونستند خزیدند تو غار دلشون و اونهایی که نتونسته بودند مجبور به معامله شدند
آهای مردم بیایید نذاریم شاهرگ این غیرت خشک بشه
یا حق
نوشته شده توسط: سیروس نصیری
مرتبط با موضوع: نوشته های مختلف

* با شکایت یکی از شهروندان به دادگاهی احضار شد که قاضی اش را خود منصوب کرده بود. قاضی هنگام صدا زدن شاکی و متهم او را که متهم بود با احترام صدا زد اما شاکی را به اسم کوچکش خطاب کرد. امیر برآشفت که تو در خطاب بین من و شاکی ام تبعیض قائل می شوی و مرا با احترامی بیشتر صدا می زنی و این عادلانه نیست.
* در جنگی که "مسلمانان متعصب" مشهور به خوارج علیه او به راه انداختند گفت: "تا وقتی که شمشیر به دست نگرفته و کسی را نکشند هر چه بگویند آزادند و هیچ کس حق تعارض به آنها را ندارد."
* وقتی برای رسیدن به وضعیت مردم وارد شهر " انبار " شد جمعیت استقبال کننده پای مرکب او می دویدند و شادمانی می کردند...به آنها هشدار داد که چنین کارهایی حاکمتان را مغرور می کند و شما را به زحمت می اندازد پس گناهی است که لذتی نیز ندارد.
* یارانش اعتراض کردند که دشمنت از تو زیرک تر است پاسخ داد :" به خدا قسم که او از من زرنگتر نیست. فرق من و او این است که او با مکر و حیله و دروغ و گناه پیش می رود و من نمی توانم از این راه ها استفاده کنم."
* وقتی برای یافتن ودیدنش به مسجد کوفه می رفتند باید پرسان پرسان به او می رسیدند. زیرا میان جمعیت و مثل آنها بود نه جایگاه متفاوتی داشت و نه لباس متفاوتی.
* شنید که در یکی از شهرها زینت از پای زنی یهودی به تاراج بردند اندوهناک و آشفته و معترض خروشید که " اگر کسی از شما از غصه شنیدن این خبر بمیرید ملامتش نمی کنم بلکه چنین مرگی را سزاوار می بینم.
* پس از آن که توسط یکی از خوارج ضربت خورد وصیت کرد :" اگر زنده ماندم خود می دانم با قاتل چه کنم اما اگر نماندم و تصمیم بر قصاص گرفتید تنها با یک ضربت قصاص کنید مبادا شکنجه یا آزار دیگری به او رسانید."
* به گواهی تاریخ وقتی خبر شهادتش در محراب مسجد کوفه و هنگام نماز صبح به پاره ای از سرزمینهای اسلامی مانند شام رسید مسلمانان شگفت زده شدند که مگر او نماز هم می خواند؟! معاویه که چنین تبلیغات مسمومی را علیه وی به راه انداخته بود پس از خبر شهادت و اطمینان از نبودنش در مجلسی به یاد او گریست و از او به نیکی یاد کرد.
نوشته ای از: محمود جواد اکبرین
مرتبط با موضوع: نوشته های مختلف
رتبه 132 به عنوان جایگاه ایران در زمینه حفاظت از محیط زیست نشان میدهد کشور ما از 90% کشورهای جهان در این زمینه عقب تر است این در حالی است که ایران از معدود کشورهایی که در قانون اساسی خود بر حفاظت از محیط زیست تاکید دارد ونیزعلاوه بر تمام قرداد های جهانی در دین اسلام نیز به همین موضوع تاکید دارد تا جایی که بیامبر ما می فرماید شکستن شاخه هر درخت به منزله شکستن بال فرشتگان است
ایران از امضا کنندگان دستور کار 21امین گردهمایی سران زمین در سال 1992 بود ودر سال 1994 بیمان مقابله با بیابانزایی را امضا کرد از اینرو از انجا که سد سازی ازجمله فعالیتهای است در جهت بیابان زایی با جدیت خاصی بیگیری شد وهمه این فعالیتها در شرایطی انجام شد تقریبا رویکرد سازه ای عرضه آب ناقض قوانین و تعهدات یاد شده است و سدسازی از عوامل تخریب محیط زیست به شمار می رود که آسیب جبران نابذیری به آبخیزها. کوهستانها. جنگلها. رودخانه هاو.......وارد میکند
با توجه به اصل 48 قانون اساسی بر رعایت بدون تبعیض بهره برداری از منابع طبیعی تاکید شده است و نیز اصل50 که حفظ محیط زیست را وظیفه ملی بیان کرده این سوال مطرح میشود که چرا عمران کشورمان با تخریب نادرترین اکوسیستمهای ایران همراه است؟
حال با توجه به ایکه راهکارهای تامین آب ونیرو در گذشته هماهنگی بیشتری نسبت به فعالیتهای اخیربا قوانین ملی و بین المللی داشت چرا این وضع بیش آمده سوالی است تقریبا همه ما که به نوعی با منابع طبیعی در ارتباط هستیم به نحوی و هر کسی بنا به رشته خودش باید به آن جواب دهد.
بنظر من شاید اولین قدم برای کنترل این وضع تبدیل شدن سازمان جنگلها ومراتع به یک وزارت در دولت است تا حداقل بیانیه هایی که در این چند ساله بیشتر حالت سرعت گیر داشته از قدرت اجرایی بسیار بالاتری برخوردار باشد
منابع: روزنامه سرمایه مورخ چهارشنبه 26 شهریور
(ضرورت راستی آزمایی سدقانون اساسی بیانیه 23 انجمن و موسسه غیر دولتی
حامی محیط زیست)
برگرفته از سایت شخصی دکتر مهدی زارع http://www.mehdizare.net/
۱- نيروهاي موجد در عرصه مديريت پژوهش در هر هر سازمان خيلي متنوع و متكثر نيستند. حقيقت آن است كه بايد با همين نيروهاي موجود بتوان سازماندهي كرد و از آنها كه ايده جديد دارند و تحول خواه هستند حمايت كرد و به روشهاي مختلف همين اندك نيروهاي موجود را دچار تفرقه و اختلاف و حاشيه ننمود. اگر چنين نباشد، عملا همين نيروي موجود را پراكنده مي كنيم و بهره وري به حداقل مي رسد.
۲- البته شرايط ايده آل براي كار احتمالا به قدري غير قابل دسترس خواهد بود كه كسي اصلا كاري نكند! ولي تاكيدم بر آن است كه يك شرايط حداقلي براي كار لازم است. دست كم بايد به پيگيري شدن تحولهاي پيشنهادي بتوان اميد وار بود. خلاصه آنكه شرايط چنان نشود كه عملا به بي اعتمادي بيانجامد.
۳- اگر كسي شانه زير بار داد، بايد بتواند حداقل كاري كه از دستش برمي آيد انجام دهد. فوري چنان مسائل و مشكلات كاري و اداري سرش ريخته نشود كه يا به ماشين امضا بودن رضايت دهد - كه اين يعني پايان! - و يا بگذارد برود!. بايد بتواند حداقل اثرگذاري را مهيا ببيند.
۴- از سوي ديگر اگر آنقدر دست باز نباشدكه به پيش بردن كار پژوهشگران را نتواند عملي كند، امكان و انگيزه همكاري از سوي مجموعه اي كه با او كار مي كنند سلب مي شود.
۵- بايد همان حداقل هايي كه از يك مدير پژوهشي بر مي آيد، بتواند عملياتي كند. اگر همان حداقل اثر را نتواند بگذارد، كار براي خودش هم بي معي ميشود.
۶- همه مي دانند كه فرق نخبگان با عوام آن است كه يك نخبه اول مي انديشد و بعد كاري مي كند يا حرفي مي زند. فضا نبايد چنان عام زده شود كه اول حرفي بزنيم و بعد ببينيم كه چگونه بتوانيم آن را عملياتي كنيم، يا از انجام آن منصرف شويم و به طور كلي ترديد دائمي حاكم شود.
۷- فضا اگر در حالت مطالبه دائمي باشد، و طلب خواست بيشتر شعار دائمي باشد، در آن صورت تحقق حداقل ها هم شايد ممكن نباشد.
برگرفته از سایت شخصی دکتر مهدی زارع http://www.mehdizare.net/
صحنه ای که دیده نشد
تا امروز چیزی حدود 12 روز از حماسه Traummannایران میگذرد ولی......
متن زیر فردای قهرمانی ساعی در بلده نوشتم
سرانجام قهرمان رویاهای ورزشی ایران از راه رسید. المبیک اگر برای ما آغاز خوبی نداشت اما بایان دیدنی داشت. تقریبا این رسم همه دوره های ماست که در روزهای آخر شاهد افتخارآفرینی باشیم. هادی ساعی دیروز کاری کرد کارستان. او در یک وزن بالاتر و با دست شکسته با قهرمانان جهان و المبیک هوشمندانه مبارزه کرد و با اقتدار تمام سرود ایران را در جهان (چون مسابقه او مستقیم ازZDF&RAI SPORTبخش میشد) طنین افکن کرد وتمام جهان را مجبور کرد تا برچم ایران را که در مراسم افتتاحیه تنها چند ثانیه و ان هم به خاطر اینکه یک دختر ( هما حسینی )آن را حمل میکرد وبه همراه تصاویری بیشتر روی صورت او و نجمه ابتین زوم بود دیده بودند با دقت تمام ببینند.
از افتادگی او همین بس که بعد ازمسابقه از مردم خواست برای شادی روح بدرو برادرش فاتحه بخوانند.
حالا نام او بر بلندای ورزشمان می درخشد. باید به این جوان رعنای ایران لقب جوانمردترین ورزشکار جهان را در کارنامه خود دارد هزاران بار درود فرستاد وبه یاد ان روزها افتاد که با کمال خشوع تمام مدالهایش را برای زلزله زدگان بم به حراج گذاشت.
تردید نداشته باشید که این مدال هم برای هادی بعنوان ذخیره ای است تا در فرصتی آن را برای گره گشایی مردم کشورش تقدیم کند.
از کجا تا نا کجا
بیام تبریک سید محمد خاتمی به هادی ساعی
مرد بزرگ اخلاق. ورزش و انسانیت بهلوان هادی ساعی. بیروزی درخشان شما در المبیک بکن و کسب عنوان بزرگترین قهرمان المبیک تاریخ ایران را به شما و ملت بزرگواری که دامان باکش برورشگاه بزرگانی چون شماست مبارک باد.ملت بزرگوار ایران مستحق شادی در بلندای ناشی از این افتخار است. برایتان آرزوی سلامتی و بهروزی از درگاه خداوند دارم.
.......................................................................................................
وحال بیام تبریک رئیس جمهور به هادی ساعی
قهرمان ُسرافراز ایران اسلامی. برادر عزیزم جناب آقای ساعی . خداوند را سباس میگویم که با نبرد به یاد ماندنی و همشمندانه شما در عرصه جهانی بار دیگر برچم مقدس ُکشورمان در قله افتخار برافراشتیید. این فخر آفرینی بر همگان مبارک باد
.......................................................................................................
هر چه گشتم بیام تبریک دیگری بیدا نکردم
حداقل تا آنجا كه به ياد دارم از حدود ۴ سال پيش - شايد كمي بيشتر- ستادي در كميته ملي المپيك بنام ستاد بازيهاي دوحه-پكن شكل گرفته بود. هدف مشخص شده براي اين ستاد آماده كردن ورزشكاران ايراني براي بازيهاي آسيايي ۲۰۰۶ دوحه و ۲۰۰۸ پكن بود. اين روزها مي توان به ارزيابي عملكرد اين ستاد پرداخت. اينكه بسكتبال ما در المپيك حاضر است - صرف نظر از باختهايي كه تا كنون كسب كرده - و اينكه در ساير رشته ها نيز بعضي از ورزشكاران ما سربلند بيرون آمده و اكنون در المپيك بر اساس سهميه كسب شده شان حاضرند، حائز اهميت است.
ولي پرسش اينجاست كه آيا كارهاي ستاد دوحه-پكن براي مسابقات انتخابي المپيك هدفگذاري شده بود؟ آيا فرايند، نحوه حضور آبرومند و نتايجي كه كسب مي شود در برنامه هاي ستاد مذبور نبوده است؟ به هر حال براي جمع بندي شايد اكنون زود باشد چون هنور المپيك به نيمه نرسيده، ولي به باور من آرام آرام بايد اين بررسي را آغاز كرد.
مساله فقط المپيك نيست، در هر حوزه كاري مهم است كه پرسش كنيم كه براي چه كاري هدفگذاري شده و قرار بوده به كجا برسيم و در چه مرحله اي هستيم و به كجا خواهيم رسيد
ادعا را كم و بيش بسياري در كاري كه مي كنند - يا حتي كارهايي كه خارج از توانشان است!- دارند. واقعيت آن است كه صفتهاي مثبت مثل توانايي، كارايي، كارداني، و ... را بسياري به طور معمول در حق خود روا مي دارند. ولي تا هنگامي كه ميداني براي محك فراهم نشده باشد، نمي توان به آزمون چنين ادعاهايي پرداخت
لطفا شما هم راجع به این موضوع نظر بدهید .
مطلبی دیگر را در همین ارتباط بخوانید:
«احتمال اخراج کاروان ورزشی ایران از المپیک»
نظرات شما دوستان:
بیا لینکتو تو باکس ما بزار بعد ببین چه قشقرقی به پا میششه !!!!!!!!! 

نویسنده: جمعه 25 مرداد1387 ساعت: 18:54


المپیک پکن 2008 -حرکت مشعل بازی های المپیک ضمن شکوفا کردن روحیه المپیک، افزایش ارتباطات و درک متقابل بین چین و جهان، به تحقق رویای مردم کشورهایی که مشعل از آنجا عبور می کند، برای شرکت در المپیک نیز کمک کرده است.
دوی امدادی انتقال مشعل المپیک مقدمه بازی های المپیک است و از فعالیت های مهم این مسابقات محسوب می شود. آتش و مشعل المپیک نماد ورزش و صلح در جهان است که مردم از کشورها با زبان ها، مذاهب و ملیت های مختلف در جستجوی آن هستند. در مراسم جمع آوری آتش مقدس که روز 24 ماه مارس در خرابه های المپیای یونان برگزار شد، ژاک روگه، رئیس کمیته بین المللی المپیک اهمیت حرکت مشعل المپیک را تشریح کرده و گفت: من صادقانه امیدوارم همه بتوانند معنایی را که این مشعل بیانگر آن است، درک کنند. مشعل به هر جایی که می رسد، پیام صلح و دوستی را برای مردم آن کشور به ارمغان آورده و امید مردم به آینده را بر می انگیزد. بازی های المپیک و دو امدادی مشعل المپیک باید در فضای صلح آمیز برگزار شود. مراسم دوی امدادی مشعل المپیک، تمام ورزشکاران، تمام کسانی را در جهان که به روحیه المپیک ایمان دارند، به یکدیگر پیوند می دهد. همراه با حرکت مشعل در سراسر جهان، روحیه المپیک گسترش یافته و آرمان های صلح، دوستی و پیشرفت نیز به سراسر جهان منتقل می شود.
شهر دارالسلام در تانزانیا، یگانه شهر آفریقایی است که مراسم حرکت مشعل المپیک در آن انجام شده است. مدیر امور ورزشی وزارت اطلاعات، فرهنگ و ورزش تانزانیا در مورد اهمیت حرکت مشعل المپیک گفت: مشعل المپیک نشانه صلح، شکیبایی و دوستی است و این پیام را به همه مردم ارسال می کند که جهان خواهان جنگ، تجزیه و شورش نیست، جهان باید خانه صلح و دوستی انسان ها باشد.
استانبول هم دومین ایستگاه حرکت مشعل المپیک بوده است. یاسین آکسایی، رئیس کمیته درخواست برای میزبانی المپیک سال 2020 میلادی این شهر درباره ارزش خاص حرکت مشعل المپیک در این شهر گفت: استانبول شهری زیبا است که خواستار میزبانی المپیک نیز هست. ما این حرکت را مرحله مهمی برای درخواست میزبانی بازی های المپیک سال 2020 میلادی تلقی می کنیم.
حرکت مشعل المپیک، جهان را با شور و شوق کشور میزبان آشنا کرده و عزم راسخ چین برای عملی کردن تعهدات خود را آشکار کرده است. هشتم ماه مه امسال، مشعل المپیک وارد قله کوه جومولاما، بالاترین قله جهان شد. وان یون فون، مشعلدار المپیک در قله جومولاما گفت: تمام مردم حرکت مشعل در قله جومولاما را یاد خواهند کرد. این امر در تاریخ المپیک نیز درخشان است.
حرکت مشعل همچنین آرزوی مردم چین برای مشارکت در المپیک را تحقق داده و افتخار و اطمینان ملی آنان را تقویت کرده است. شهر سن یای استان هایی نان واقع در جنوبی ترین نقطه چین اولین ایستگاه حرکت مشعل در داخل چین بود. لی شوان جیان 69 ساله، خواننده معروف چینی اولین مشعلدار حرکت مشعل المپیک در این شهر بود. وی بسیار احساس افتخار می کند و می گوید: بازی های المپیک درخشان ترین و با شکوه ترین آهنگ سمفونیک در جهان است. بر این اساس، هر یک از ما یک نت موسیقی هستیم و هنگام خواندن این آهنگ، ما پر از شور و شوق و احساسات خواهیم بود. برای من افتخار بزرگی است که در این سن بالا به عنوان یک مشعلدار انتخاب شدم.
شرکت گوگل مدتی است در ارائه نسخههای جدید نرم افزار گوگل ارث در کنار نام خلیج فارس از عنوان مجعول خلیج عربی نیز استفاده می نماید. این در حالی است که بر اساس اسناد تاریخی و سیاسی موجود در سازمان ملل متحد تنها نام واقعی و قابل قبول بینالمللی برای آبراهه جنوبی ایران خلیج فارس (Persian Gulf)می باشد که بر گرفته از نام قدیم ایران(Persia) است. گروهی از هموطنان نسبت به جمعآوری امضاء اینترنتی در اعتراض به این عمل اقدام نمودهاند. نویسندگان این اعتراضیه پس از بیان تاریخچه درخشان ایران زمین به مدیران گوگل یادآور شدهاند که نام همیشگی این آبراهه، خلیج فارس بوده و استفاده از هر واژه دیگری بجز آن مجعول و غیر واقعی است. نویسندگان خواستار اصلاح این اشتباه در نسخههای بعدی این نرمافزار شدهاند. افرادی که تمایل به امضاء این اعتراضیه دارند میتوانند با کلیک روی لینک زیر وارد صفحه اعتراضیه شده و بر روی دکمهی Click Here to Sign Petition کلیک کنید.
در صفحهی بعدی, پس از وارد کردن نام (در بخش Name) و نشانی پست الکترونیک خود (در بخشEmail) بر روی دکمه Preview your signature کلیک کنید.
در مرحله نهایی امضای خود را تایید کنید.
امضاء اعتراضیه به استفاده از عنوان خلیج عربی در این نرم افزار

منبع: پژوهشکده مردم شناسی ( نشانی پژوهشکده مردم شناسی در پایان مطلب ذکر شده است)
توضیحات: مطلبی که در پایین آورده شده است از بخش نوروز در تاريخ (در متون كهن و اسناد) سایت پژوهشکده گرفته شده است . عناوین دیگر این بخش در پایان مطلب دکتر شریعتی ذکر شده است که میتوانید به آنها نیز رجوع کنید. در پایان سال خوشی را برای شما آرزومندیم و در پناه ایزد یکتا موفق و پیروز باشید.
با تشکر
مدیریت وبلاگ
دكتر علي شريعتي
در اسفند سال 46 دانشجويان تاريخ به عنوان سفرعلمي به عراق رفتند و من نيز ابتدا عازم بودم اما در آخرين لحظات ناگهان " قسمت " نشد . چون نوروز را در سفر بودند و آنجا جشن مي گرفتند اين نوشته را به در خواست همكاران گرامي بر سر راه نوشتم تا در آن اجتماع بخوانند.
و اينك به ياد آن " حادثه "
سخن تازه از نوروز گفتن دشوار است. نوروز يك جشن ملي است، جشن ملي را همه مي شناسند كه چيست نوروز هر ساله برپا مي شود و هر ساله از آن سخن مي رود. بسيار گفته اند و بسيار شنيده ايد پس به تكرار نيازي نيست؟ چرا هست . مگر نوروز را خود مكرر نمي كنيد؟ پس سخن از نوروز را نيز مكرر بشنويد. در علم و و ادب تكرار ملال آور است و بيهوده " عقل " تكرار را نمي پسندد: اما " احساس " تكرار را دوست دارد، طبيعت تكرار را دوست دارد، جامعه به تكرار نيازمند است و طبيعت را از تكرار ساخته اند : جامعه با تكرار نيرومند مي شود احساس با تكرار جان مي گيرد و نوروز داستان زيبايي است كه در آن طبيعت احساس و جامعه هر سه دست اندركارند.
نوروز كه قرن هاي دراز است بر همه جشن هاي جهان فخر مي فروشد، از آن رو "هست" كه اين قرارداد مصنوعي اجتماعي و يا یك جشن تحميلي سياسي نيست جشن جهان است و روز شادماني زمين آسمان و آفتاب و جشن شكفتن ها و شور زادن ها و سرشار از هيجان هر " آغاز"
جشن هاي ديگران غالبا" انسان را از كارگاه ها، مزرعه ها، دشت و صحرا، كوچه و بازار، باغها و كشتزارها، در ميان اتاق ها و زير سقف ها و پشت درهاي بسته جمع مي كند: زير زمين ها، سالن ها، خانه ها ... در فضايي گرم از نفت ، روشن از چراغ ، لرزان از دود، زيبا از رنگ و آراسته از گل هاي كاغذي، مقوايي، مومي، بوي كندر و عطر و ... اما نوروز دست مردم را مي گيرد و از زير سقف ها و درهاي بسته فضاهاي خفه لاي ديوارهاي بلند و نزديك شهرها و خانه ها، به دامن آزاد و بيكرانه طبيعت مي كشاند: گرم از بهار، روشن از آفتاب لرزان از هيجان آفرينش و آفريدن، زيبا از هنرمندي باد و باران ، آراسته با شكوفه، جوانه، سبزه و معطر از " بوي باران، بوي پونه، بوي خاك، شاخه هاي شسته، باران خورده پاك و ... "
نوروز تجديد خاطره بزرگي است: خاطره خويشاوندي انسان با طبيعت هر سال اسن فرزند فراموشكار كه، سرگرم كارهاي مصنوعي و ساخته هاي پيچيده خود، مادر خويش را از ياد مي برد، با يادآوري و وسوسه آميز نوروز به دامن وي باز مي گردد و با او، اين بازگشت و تجديد ديدار را جشن مي گيرد. فرزند در دامن مادر، خود را باز مي يابد و مادر، در كنار فرزند و چهره اش از شادي مي شكفد اشك شوق مي بارد فريادهاي شادي مي كشد، جوان مي شود، حيات دوباره مي گيرد. با ديدار يوسفش بينا و بيدار مي شود.
تمدن مصنوعي ما هر چه پيچيده تر و سنگين تر مي گردد، نياز به بازگشت و باز شناخت طبيعت را در انسان حياتي تر مي كند و بدين گونه است كه نوروز بر خلاف سنت ها كه پير مي شوند فرسوده و گاه بيهوده رو به توانايي مي رود و در هر حال آينده اي جوان تر و درخشان تر دارد، چه نوروز را ه سومي است كه جنگ ديرينه اي را كه از روزگار لائوتز و كنفسيوس تا زمان روسو و لتر درگير است به آشتي مي كشاند.
نوروز تنها فرصتي براي آسايش، تفريح و خوشگذراني نيست: نياز ضروري جامعه، خوراك حياتي يك ملت نيز هست. دنيايي كه بر تغيير و تحول گسيختن و زايل شدن: در هم ريختن و از دست رفتن بنا شده است، جايي كه در آن آنچه ثابت است و همواره لايتغير ، و هميشه پايدار تنها تغيير است و ناپايداري، چه چيز مي تواند ملتي را، جامعه اي را، در برابر ارابه بي رحم زمان – كه بر همه چيز مي گذرد و له مي كند و مي رود هر پايه اي را مي شكند و هر شيرازه اي را مي گسلد از زوال مصون دارد؟
هيچ ملتي يا يك نسل و دو نسل شكل نمي گيرد: ملت، مجموعه پيوسته نسل هاي متوالي بسيار است، اما زمان اين تيع بي رحم، پيوند نسل ها را قطع مي كند، ميان ما و گذشتگانمان آنها كه روح جامعه ما و ملت ما را ساخته اند دره هولناك تاريخ حفر شده است قرن هاي تهي ما را از آنان جدا ساخته اند : تنها سنت ها هستند كه پنهان از چشم جلاد زمان، ما را از اين دره هولناك گذر مي دهند و با گذشتگانمان و با گذشته هايمان آشنا مي سازند. در چهره مقدس اين سنت هاست كه ما حضور آنان را در زمان خويش، كنارخويش و در " خود خويش" احساس مي كنيم حضور خود را در ميان آنان مي بينيم و جشن نوروز يكي از استوارترين و زيباترين سنت هاست.
در آن هنگام كه مراسم نوروز را به پا مي داريم، گويي خود را در همه نورزهايي كه در ساله در اين سرزمين بر پا مي كرده اند، حاضر مي يابيم و در اين حال صحنه هاي تاريك و روشن و صفحات سياه و سفيد تاريخ ملت كهن ما در برابر ديدگانمان ورق مي خورد، رژه مي رود. ايمان به اينكه نوروز را ملت ما هر ساله در اين سرزمين بر پا مي داشته است، اين انديشه هاي پر هيجان را در مغز مان بيدار مي كند كه: آري هر ساله حتي همان سالي كه اسكندر چهره اين خاك را به خون ملت ما رنگين كرده بود، در كنار شعله هاي مهيبي كه از تخت جمشيد زبانه مي كشيد همانجا همان وقت، مردم مصيبت زده ما نوروز را جدي تر و با ايمان سرخ رنگ، خيمه بر افراشته بودند و مهلب خراسان را پياپي قتل عام مي كرد، در آرامش غمگين شهرهاي مجروح و در كنار آتشكده هاي سرد و خاموش نوروز را گرم و پر شور جشن مي گرفتند.
تاريخ از مردي در سيستان خبر مي دهد كه در آن هنگام كه عرب سراسر اين سرزمين را در زير شمشير خليفه جاهلي آرام كرده بود از قتل عام شهرها و ويراني خانه ها و آوارگي سپاهيان مي گفت و مردم را مي گرياند و سپس چنگ خويش را بر مي گرفت و مي گفت: " اباتيمار : اندكي شادي بايد " نوروز در اين سال ها و در همه سال هاي همانندش شادي يي اين چنين بوده است عياشي و " بي خودي " نبوده است. اعلام ماندن و ادامه داشتن و بودن اين ملت وبده و نشانه پيوند با گذشته اي كه زمان و حوادث ويران كننده زمان همواره در گسستن آن مي كوشيده است.
نوروز همه وقت عزيز بوده است در چشم مغان در چشم موبدان، در چشم مسلمانان و در چشم شيعيان مسلمان، همه نوروز را عزيز شمرده اند و با زبان خويش از آن سخن گفته اند. حتي فيلسوفان و دانشمندان كه گفته اند " نوروز روز نخستين آفرينش است كه اورمزد دست به خلقت جهان زد و شش روز در اين كار بود و ششمين روز ، خلقت جهان پايان گرفت و از اين روست كه نخستين روز فروردين را اهورمزد نام داده اند و ششمين روز را مقدس شمرده اند .
چه افسانه زيبايي زيباتر از واقعيت راستي مگر هر كسي احساس نمي كند كه نخستين روز بهار، گويي نخستين روز آفرينش است. اگر روزي خدا جهان را آغاز كرده است. مسلما" آن روز، اين نوروز بوده است. مسلما" بهار نخستين فصل و فروردين نخستين ماه و نوروز نخستين روز آفرينش است. هرگز خدا جهان را و طبيعت را با پاييز يا زمستان يا تابستان آغاز نكرده است. مسلما" اولين روز بهار، سبزه ها روييدن آغاز كرده اند و رودها رفتن و شكوفه ها سر زدن و جوانه ها شكفتن، يعني نوروز
بي شك، روح در اين فصل زاده است و عشق در اين روز سر زده است و نخستين بار، آفتاب در نخستين روز طلوع كرده است و زمان با وي آغاز شده است.
اسلام كه همه رنگ هاي قوميت را ز دود و سنت ها را دگرگون كرد، نوروز را جلال بيشتر داد، شيرازه بست و آن را با پشتوانه اي استوار از خطر زوال در دوران مسلماني ايرانيان، مصون داشت. انتخاب علي به خلافت و نيز انتخاب علي به وصايت، در غدير خم هر دو در اين هنگام بوده است و چه تصادف شگفتي آن همه خلوص و ايمان و عشقي كه ايرانيان در اسلام به علي و حكومت علي داشتند پشتوانه نوروز شد. نوروز كه با جان مليت زنده بود، روح مذهب نيز گرفت: سنت ملي و نژادي، با ايمان مذهبي و عشق نيرومند تازه اي كه در دل هاي مردم اين سرزمين بر پا شده بود پيوند خورد و محكم گشت، مقدس شد و در دوران صفويه، رسما" يك شعار شيعي گرديد، مملو از اخلاص و ايمان و همراه با دعاها و اوراد ويژه خويش، آنچنان كه يك سال نوروز و عاشورا در يك روز افتاد و پادشاه صفوي آن روز را عاشورا گرفت و روز بعد را نوروز
نوروز، اين پيري كه غبار قرن هاي بسيار بر چهره اش نشسته است، در طول تاريخ كهن خويش، روزگاري در كنار مغان، اوراد مهر پرستان را خطاب به خويش مي شنيده است پس از آن در كنار آتشكده هاي زردشتي، سرود مقدس موبدان و زمزمه اوستا و سروش اهورامزدا را به گوشش مي خوانده اند از آن پس با آيات قرآن و زبان الله از او تجليل مي كرده اند و اكنون علاوه بر آن با نماز و دعاي تشيع و عشق به حقيقت علي و حكومت علي او را جان مي بخشند و در همه اين چهره هاي گوناگونش اين پير روزگار آلود، كه در همه قرن ها و با همه نسل ها و همه اجداد ما، از اكنون تا روزگار افسانه اي جمشيد باستاني، زيسته است و با همه مان بوده است ، رسالت بزرگ خويش را همه وقت با قدرت و عشق و وفاداري و صميميت انجام داده است و آن، زدودن رنگ پژمردگي و اندوه از سيماي اين ملت نوميد و مجروح است و در آميختن روح مردم اين سرزمين بلاخيز با روح شاد و جانبخش طبيعت و عظيم تر از همه پيوند دادن نسل هاي متوالي اين قوم كه بر سر چهار راه حوادث تاريخ نشسته و همواره تيغ جلادان و غارتگران و سازندگان كله منارها بند بندش را از هم مي گسسته است و نيز پيمان يگانگي بستن ميان همه دل هاي خويشاوندي كه ديوار عبوس و بيگانه دوران ها در ميانه شان حايل مي گشته و دره عميق فراموشي ميانشان جدايي مي افكنده است.
و ما در اين لحظه در اين نخستين لحظات آغاز آفرينش نخستين روز خلقت، روز اورمزد، آتش اهورايي نوروز را باز بر مي افروزيم و درعمق وجدان خويش، به پايمردي خيال، از صحراهاي سياه و مرگ زده قرون تهي مي گذريم و در همه نوروزهايي كه در زير آسمان پاك و آفتاب روشن سرزمين ما بر پا مي شده است با همه زنان و مرداني كه خون آنان در رگ هايمان مي دود و روح آنان در دل هايمان مي زند شركت مي كنيم و بدين گونه، بودن خويش، را به عنوان يك ملت در تند باد ريشه برانداز زمان ها و آشوب گسيختن ها و دگرگون شدن ها خلود مي بخشيم و در هجوم اين قرن دشمنكامي كه ما را با خود بيگانه ساخته و خالي از خوي برده رام و طعمه زدوده از شخصيت اين غرب غارتگر كرده است، در اين ميعاد گاهي كه همه نسل هاي تاريخ و اساطير ملت ما حضور دارند با آنان پيمان وفا مي بنديم امانت عشق را از آنان به وديعه مي گيريم كه هرگز نميريم و دوام راستين خويش را به نام ملتي كه در اين صحراي عظيم بشري ريشه، در عمق فرهنگي سرشار از غني و قداست و جلال دارد و بر پايه اصالت خويش در رهگذر تاريخ ايستاده است بر صحيفه عالم ثبت كنيم .

نوروز ۱۳۸۷ خورشیدی بر همه شما مبارک باد
عناوین دیگر سایت پژوهشکده مردم شناسی در باب نوروز :
نوروز – تاريخ – اسناد
گفتگو با دكتر كيانوش كياني هفت لنگ معاون آرشيو سازمان اسناد ملي ايران و سرپرست پژوهشكده اسناد
نوروز
(دكتر علي شريعتي)
نوروز و سي روز – حديث معلي بن خنيس
آغاز سال نو در دوره هخامنشي
شاهرخ رزمجو
ارمغان نوروز
مهرداد وحدتي دانشمند
منبع: وبلاگ دانشجویان مهندسی چوب دانشگاه تهران و سایت سازمان جنگلها و مراتع
پارک ساعي تهران و چنارهاي سر به فلک کشيده خيابان ولي عصر، آثار ماندگاردکتر کریم ساعی
زنده ياد ساعي اولين استاد علم جنگل شناسي در دانشگاه تهران بود. او اولين کتاب و اثر علمي خود درباره «جنگل هاي کشور» را در دو جلد به رشته تحرير درآورد که به تصديق استادان و متخصصان فن هنوز يکي از منابع مستند و معتبر در رشته جنگل شناسي به شمار مي رود. زنده ياد ساعي براي شناسايي و طبقه بندي جنگل هاي ايران مسافرت هاي پي در پي علمي به نقاط مختلف کشور انجام داد و مساحت جنگل هاي ايران را در آن زمان 18 ميليون هکتار ارزيابي کرد و شمار بسياري مقاله درباره جنگل هاي ايران در مجلات داخلي و خارجي به چاپ رسانيد.
استعداد شگرف، دانش عميق در جنگل، مهندسي و رياضيات، ادب و هوش سرشار دکتر ساعي به او شخصيت بين المللي داده بود به طوري که در همان سال هاي تحصيل در فرانسه به دليل موفقيت هاي کم نظيري که کسب کرده بود، مجله معروف علمي تخصصي Revuedubios با چاپ عکس و زندگينامه ساعي او را به عنوان يکي از نوابغ و نوادر علمي معرفي کرد. در واقع او اولين کسي است که براي جنگل کاري و توسعه فضاي سبز در تهران گام هاي موثر برداشت. پارک ساعي تهران و چنارهاي رشيد و سر به فلک کشيده خيابان ولي عصر يادگار فراموش نشدني و آثار ماندگار اين بزرگمرد ميدان علم و عمل است. او معتقد بود تا چند سال آينده مناطق مسکوني و صنعتي توسعه يافته و درختان به عنوان ريه هاي شهر هاي آلوده باقي مي ماند.
زنده ياد کريم ساعي در سال 1289 در شهر مشهد به دنيا آمد. در سال 1310 با درجه مهندسي از دانشکده فلاحت فارغ التحصيل شد. براي ادامه تحصيل به همراه اولين گروه دانشجويان ايراني راهي کشور فرانسه شد و در کنکور انستيتو اگرونوميک پاريس که از مراکز معروف و معتبر علمي جهان است قبول شده، دوره چهار ساله انستيتو را هم با همان درخشندگي و درجه ممتاز به پايان برد و از همان جا به امريکا اعزام شد. دوره مهندسي جنگل را در دانشگاه برکلي ايالت کاليفرنيا به اتمام رسانيد و به اخذ درجه فوق ليسانس نائل آمد و سرانجام در سال 1316 با کوله باري از دانش، تجربه و عشق به وطن مراجعه کرد. اولين تشکيلات منسجم جنگل باني ايران توسط استاد ساعي پايه گذاري شد و در سايه جديت و پيگيري هاي مستمر ايشان و تني چند از همکارانش تشکيلات جنگل باني با سازماندهي جديد گسترش و صورت موسسه يي با مقررات بازرگاني پيدا کرد.
اين استاد بزرگوار که همواره به تحقيق و تفحص مشغول بود سرانجام حين انجام يک ماموريت علمي در روز چهارم دي ماه 1331 هنگام بازگشت از سفر شيراز بر اثر سانحه سقوط هواپيما دعوت حق را لبيک گفت و به وصيت خودش در دانشکده منابع طبيعي دانشگاه تهران که همان جا روزگاري داشتند و روزگاري مدرس بود به خاک سپرده شد.بدون ترديد نام بلند آوازه اين استاد بزرگ، محقق کم نظير و مدير مدبر به خاطر علم و جهاد و کوشش و ايثار و خدمات برجسته علمي و فرهنگي و سازندگي براي همه دوران ها و نسل هاي اين سرزمين همچون ستاره يي درخشان بر تارک تاريخ علوم منابع طبيعي ايران تابناک خواهد ماند.
نامش زنده و راهش پر رهرو باد.

در روز ۱۶ آذر ۱۳۳۲ دانشجويان دانشگاه تهران اعتراض خود را به تجديد روابط ديپلماتيک با بريتانيا و دعوت ريچارد نيکسون، معاون آيزنهاور رئيس جمهور وقت آمريکا، اعلام داشتند. حکومت تازه برآمده از کودتا برای جلوگيری از اين اعتراضات عده ای از نظاميان خود را براي اشغال دانشگاه فرستاد. آن ها برای دستگيری دو تن از دانشجويان دانشکده فنی مستقيما به کلاس درس رفتند. اعتراض استاد و دانشجويان به اين عمل با تهديد مسلحانه نظاميان روبرو شد. استاد و دانشجويان به عنوان اعتراض کلاس درس را ترک گفتند و رئيس وقت دانشكده فنی، مهندس خليلی، نيز به عنوان اعتراض به نقض اصل استقلال و حرمت دانشگاه، تعطيلی دانشکده را اعلام داشت. موجی از مخالفت دانشکده فنی را فراگرفت. فرياد "دست نظاميان از دانشگاه کوتاه"، "درود بر مصدق نخست وزير قانونی"، "اتحاد، مبارزه، پيروزی" از هر گوشه طنين افکند. رگبار مسلسل ها بر روي دانشجويان فرو ريخت و سه تن از دانشجويان به نام های احمد قندچی، مهدی شريعت رضوی و مصطفی بزرگ نيا، به ضرب گلوله و سرنيزه از پای درآمدند. از آن زمان تاکنون دانشجويان ايران اين روز را به عنوان روز دانشجو گرامی داشته اند.
به دلیل موقعیت خاص اقلیمی و بارندگی های به موقع و فراوان، استان کرمانشاه دارای مراتع پر برکتی است و دره های مناطق شمال غربی تا جنوب شرقی آن یعنی از ارتفاعات اورامانات تا منطقه زردلان و هلیلان، پوشیده از جنگل است. این دوره ها به دلیل داشتن آب و هوای معتدل و مناظر طبیعی زیبا، یکی از بهترین نقاط کشور برای اتراق و تفریح و استقرار ایلات محسوب می شود. پوشش جنگل های این استان عموماً شامل بلوط بومی ایران است. در حدود شصت درصد از این پوش را گونه های مختلف بلوط، بیست و پنج درصد آن را گونه های مختلف پسته وحشی (بنه)، حدود پنج درصد آن را انواع بادام کوهی و ده درصد بقیه را سایر گونه ها تشکیل می دهند.
برخی از درختان و درختچه های جنگلی استان کرمانشاه عبارتند:....
چندی پیش بود که شاهد قطع درخت کهنسال نارون در محوطه دانشکده بودیم و قبل تر تخریب فضای سبز و درختان کهن ( برخی از این درختان بیشک نزدیک به صد سال دارند ) به بهانه ایجاد گروه جدید در محل سابق ساختمان روابط عمومی بودیم . اما شب جمعه با نهایت تاسف در حالیکه در آستانه ی هفته منابع طبیعی نیز قرتر گرفته ایم شاهد قطع شبانه درختان باغ گیاهشناسی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران بودیم چهار درخت کهنسال توسکا و یک سپیدار با ارزش قربانی این جنایت شبانه شدند . پیگیری های اولیه نگارنده و انجمن اسلامی دانشجویان و نامه نگاری های صورت گرفته تا به حال نتیجه ای در بر نداشت و صبح دیروز درختان از باغ خارج شدند. جای تاسف دارد که در دانکشده ی منابع طبیعی این اقدام انجام می شود و دوستان با ترس از مصاحبه ی ارشد و دکتری سکوت می کنند آیا شما به راستی لیاقت جنگلبانی این کشور را دارید ؟؟؟؟؟
این هم تصاویری از این جنایت !!!!!

این جا محل تحصیل صدها دانشجویی که هر سال با قوانیین منابع طبیعی سر و کا ر دارند . صحبت هایی که با معصومی مسئول این باغ شده است نشان از اقدام خود سرانه نسبت به قطع درختان دارد ایشان به این نکته اشاره کرده اند که این جا پارک نیست و یک سیستم متفاوتی دارد از اقدام مسئولین دانشکده و سازمان پارک ها و فضای سبز کرج انتقاذ کردند .این درحالی است که در مجوز صادر شده برای قطع از طرف سازمان پارک ها!!!!!! اسمی از قطع درختان سالم سپیدار که عکس هایی از که گواه سلامت آن نیز می باشد به چشم نمی خورد .
مرد خاکی عنوان وبلاگ دوست خاکشناس ما در دانشکده است که ایشان هم به این قضیه پرداختن و عکس های زیر رو هم توی وبلاگشون قرار دادن .

کپی برداری از مطالب وبلاگ تنها با ذکر منبع مجاز میباشد.
All Rights Reserved 2007-2008 © by utswe.blogfa. com
The Template Designed by blogfa @ www.blogfa.com