اين سازه چوبي که به شکل خانه مسکوني ساخته شده و دربرابر انواع لرزه هاي زمين شناسي ، مقاومت خوبي نشان داده درقالب يک رساله دکتري توسط دکتر محمد شمسيان و به راهنمايي دکتر قنبر ابراهيمي ساخته شده است .
دبير قطب علمي مديريت کاربردي گونه هاي چوبي تند رشد پرديس کشاورزي و منابع طبيعي دانشگاه تهران گفت: اين سازه چوبي با معيار 54 مترمربع و در مقياس يک سوم به شکل يک خانه دوخوابه ساخته شده است .
کامبيز پورطهماسي روز دوشنبه در گفت وگو با خبرنگار ايرنا افزود: آزمون مقاومت اين سازه چوبي در برابر زلزله برروي يک "ميز لرزه " در آزمايشگاه مدل سازي فيزيکي دانشکده عمران دانشگاه تهران ، انجام شده است .
وي خاطرنشان کرد: اين سازه چوبي در مقابل انواع لرزه هاي زمين شناسي مقاومت داشته و در مقايسه با ديگر سازه ها، آسيب پذيري کمتري در برابر زلزله دارد.
وي که مديريت گروه علوم و صنايع چوب و کاغذ دانشگاه تهران رانيز برعهده دارد، افزود:يکي از کاربردهاي گونه هاي چوبي تندرشد استفاده در ساختمانهاي چوبي است که تاکنون کمتر مورد استفاده قرار گرفته است .
دکتر پورطهماسبي گفت: در ساختمان چوبي که توسط محققان پرديس کشاورزي و منابع طبيعي دانشگاه تهران ساخته شده از چوب درخت سپيدار استفاده شده که از لحاظ امنيت جاني و مقاومت در مواقع زلزله عملکرد خوبي دارد.
وي افزود: آزمايشهاي بيشتر برروي اين سازه چوبي با همکاري پژوهشکده سوانح طبيعي همچنان تا پايان سال جاري ادامه دارد.
وي، قابليت حمل در مناطق صعب العبور و صرفه اقتصادي را از مزاياي استفاده از اين سازه هاي چوبي برشمرد و گفت: استفاده از ساختمانهاي چوبي مقاوم در برابر زلزله در مناطق زلزله خيز کشور توصيه مي شود.
منبع: خبرگزاری جمهوری اسلامی (ايرنا)
مرتبط با مو ضوع:خبر ها
نمايشگاه دستآوردهاي علمي- پژوهشي دانشگاه تهران و علوم پزشكي با حضور دكتر فرهاد رهبر، رئيس دانشگاه تهران، و دكتر باقر لاريجاني، رئيس دانشگاه علوم پزشكي تهران،24 آذر افتتاح شد.
در مراسم افتتاحيه اين نمايشگاه،كه دكتر رهبر، به همراه دكتر لاريجاني و جمعي از مسئولان دو دانشگاه از حضور داشتند، رئيس دانشگاه تهران گفت: امروز دانشگاه تهران و دانشگاه علوم پزشكي تهران افتخارات خودشان را به نمايش گذاشتهاند. امسال، سال نوآوري و شكوفايي است و گوشهاي از نوآوريهاي دو دانشگاه، امروز در اين نمايشگاه عرضه شده است كه قطعاً مي تواند نمونه خوبي از فعاليت ها و كارهاي تحقيقاتي دو دانشگاه باشد.وي افزود: امروز من در بازديد از اين نمايشگاه به خودم باليدم كه در دانشگاهي خدمت ميكنم كه استادان و دانشجويان بزرگي وجود دارند كه مي توانيم براي پيشبرد و رسيدن به اهداف چشم انداز به آنها تكيه كنيم.
دكتر لاريجاني، رئيس دانشگاه علوم پزشكي تهران، نيز گفت: به نظر مي رسد ظرفيتي كه در اينجا عرضه شده جزئي از ظرفيتي است كه در مجموعه دانشگاه تهران و دانشگاه علوم پزشكي وجود دارد و ما اميدواريم با همافزايي كه در همكاريهاي مشترك ميتوان ايجاد كرد بتوانيم مراكز تحقيقاتي واقعي و همكاريهاي مشترك را توسعه دهيم. وي افزود: همانطور كه ميدانيد توسعه علم در مرز بين رشتهها نهفته است و اگر ما بتوانيم ارتباط بين رشتهها را توسعه دهيم، بدون شك ميتوانيم دانشگاه تهران و دانشگاه علوم پزشكي، كه را نماد آموزش عالي كشور هستند، در سطح منطقه به جايگاه برتري برسانيم و در عرصه علم و توسعه فرهنگ بين المللي حرف هاي جديدي داشته باشيم.
گفتني است در اين نمايشگاه 180 غرفه فعاليتهاي مختلف علمي- پژوهشي دو دانشگاه و صنايع مربوطه را در معرض ديد عموم قرار دادهاند.
|
| ||||||
| ||||||
استفاده از دورريزهاي کاغذ اسکناس باطله بهصورت مخلوط با خردههاي چوب و رزين اوره - فرمالدهيد در ساخت تختهخردهچوب توسط دكتر علياکبر عنايتي و مهندس اميد حسينايي در گروه علوم و صنايع چوب و كاغذدانشكده منابع طبيعي دانشگاه تهران انجام شد.
نتايج بهدست آمده استفاده از کاغذ اسكناس باطله در ساختار تخته خردهچوب نشان داد كه تمامي مقاومتهاي مكانيكي و بهويژه مقاومت چسبندگي داخلي تختههاي از مقدار اعلامشده در استاندارد مربوط به اين تختهها بيشتر است. ضمن اينكه افزايش مقدار کاغذ اسكناس باطله در ساختار تختهها موجب كاهش جذب آب و واکشيدگي ضخامت تختهها شد.
بهطور کلي ميتوان گفت که استفاده از کاغذ اسکناس باطله در ساخت تختهخردهچوب امکانپذير است و تختههائي مناسب براي مصارف داخلي ساختمان بهدست ميآيد.
شايان ذكر است كه در شرايط كنوني سالانه مقدار 700 تن كاغذ اسكناس باطله دركشورجمعآوري ميشود كه به علت آلودگيهاي فراوان هيچ كاربردي براي آن وجود ندارد.
منبع: سايت خبري دانشگاه تهران
مرتبط با موضوع:خبرها
سه یار دبستانی؛
این «سه قطره خون» كه بر چهره ی دانشگاه ما، همچنان تازه و گرم است...

«اگر اجباری كه به زنده ماندن دارم نبود، خود را در برابر دانشگاه آتش میزدم، همانجایی كه بیست و دو سال پیش، «آذر» مان، در آتش بیداد سوخت، او را در پیش پای «نیكسون» قربانی كردند! این سه یار دبستانی كه هنوز مدرسه را ترك نگفته اند، هنوز از تحصیلشان فراغت نیافته اند، نخواستند - همچون دیگران - كوپن نانی بگیرند و از پشت میز دانشگاه، به پشت پاچال بازار بروند و سر در آخور خویش فرو برند. از آن سال، چندین دوره آمدند و كارشان را تمام كردند و رفتند، اما این سه تن ماندند تا هر كه را میآید، بیاموزند، هركه را میرود، سفارش كنند. آنها هرگز نمیروند، همیشه خواهند ماند، آنها «شهید» ند. این «سه قطره خون» كه بر چهره ی دانشگاه ما، همچنان تازه و گرم است. كاشكی میتوانستم این سه آذر اهورائی را با تن خاكستر شده ام بپوشانم، تا در این سموم كه میوزد، نفسرند! اما نه، باید زنده بمانم و این سه آتش را در سینه نگاه دارم.» دكتر شریعتى
16 آذر سال 32 بود؛ نه! دو ماه قبل از آن، تاریخ 16 مهر 32.
بیشتر از 50 روز از كودتاى آمریكایى ارتشبد زاهدى نگذشته بود. مردم هنوز درك كودتا برایشان سنگین بود. اولین تظاهرات یك پارچه مردم علیه رژیم كودتا در همین روز اتفاق افتاد؛ دانشگاه و بازار به طرفدارى از تظاهركنندگان اعتصاب كردند. تظاهرات به قدرى سنگین بود كه كودتاچیان وارد معركه شدند و طاق بازار را بر سر بازاریان خراب كردند و دكانهاى آنان را به وسیله مزدوران خود غارت كردند.
16 آبان سال 32 بود؛ كابینه زاهدى و دولت انگلستان براى تجدید روابط ایران و انگلستان كه در جریان ملى سازى نفت قطع شده بود، مخفیانه شروع به مذاكرات كردند.
در تاریخ 24 آبان اعلام شد كه نیكسون معاون رئیس جمهور آمریكا از طرف آیزنهاور به ایران مىآید. نیكسون به ایران مىآمد تا نتایج «پیروزى سیاسى امیدبخشى را كه در ایران نصیب قواى طرفدار تثبیت اوضاع و قواى آزادى شده است» (نقل از نطق آیزنهاور در كنگره آمریكا بعد از كودتاى 28 مرداد) ببیند. دانشجویان مبارز دانشگاه نیز تصمیم گرفتند كه هنگام ورود نیكسون، نفرت و انزجار خود را به دستگاه كودتا نشان دهند. وقوع تظاهرات هنگام ورود نیكسون حتمى مىنمود.
دو روز قبل از آن واقعه تلخ (14 آذر) زاهدى تجدید رابطه با انگلستان را رسما اعلام كرد و قرار شد كه «دنیس رایت» ، كاردار سفارت انگلستان، چند روز بعد به ایران بیاید. از همان روز 14 آذر تظاهراتى در گوشه و كنار به وقوع پیوست كه در نتیجه در بازار و دانشگاه عدهاى دست گیر شدند. این وضع در روز 15 آذر هم ادامه داشت.
رژیم شاه براى مسلط شدن بر اوضاع و حفظ سلامت (!) سفر نیكسون نیروهاى نظامى خود را در دانشگاه مستقر كرد؛ روز 15 آذر یكى از دربانان دانشگاه شنیده بود كه تلفنى به یكى از افسران گارد دانشگاه دستور مىرسد كه باید دانشجویى را شقه كرد و جلوى در بزرگ دانشگاه آویخت كه عبرت همه شود و هنگام ورود نیسكون صدها خفه گردد و جنبندهاى نجنبد...
صبح شانزده آذر، هنگام ورود به دانشگاه، دانشجویان متوجه تجهیزات فوق العاده سربازان و اوضاع غیر عادى اطراف دانشگاه شده، وقوع حادثهاى را پیش بینى مىكردند.
دانشجویان حتى الامكان سعى مىكردند كه به هیچ وجه بهانهاى به دست بهانه جویان ندهند. از این رو دانشجویان با كمال خون سردى و احتیاط به كلاسها رفتند و سربازان به راهنمایى عدهاى كارآگاه به راه افتادند. ساعت اول بدون حادثه مهمى گذشت و چون بهانهاى به دست آنان نیامد به داخل دانشكدهها هجوم مىآوردند؛ از پزشكى، داروسازى، حقوق و علوم عده زیادى را دستگیر كردند. بین دست گیر شدندگان چند استاد نیز دیده مىشد كه به جاى دانشجو مورد حمله قرار گرفته و پس از مضروب شدن به داخل كامیون كشیده شدند؛ چون احتمال وقوع حوادث وخیمترى مىرفت، لذا براى حفظ جان دانشجویان، دانشكده را تعطیل كردند و به آنها دستور دادند به خانههاى خود بروند و تا اطلاع ثانوى در خانه بمانند.
دانشجویان نیز به پیروى از تصمیم اولیاى دانشكده، محوطه دانشگاه را ترك مىكردند ولى هنوز نیمى از دانشجویان در حال خروج بودند كه ناگاه سربازان به دانشكده فنى حمله كردند. بهانه حمله آنان به دانشكده ظاهرا این بود كه در این گیر و دار دو دانشجوى رشته ساختمان به حضور نظامیان در دانشگاه اعتراض مىكنند. ارتشىها براى دستگیرى آنان وارد دانشكده فنى وارد كلاس درس مهندس شمس مىشوند تا دانشجویان معترض را دست گیر كنند؛ وقتى مهندس شمس نسبت به حضور نظامیان در كلاس درس خود اعتراض مىكند او را با مسلسل به جاى خود مىنشانند و حتى یا شكنجه مستخدم دانشكده سعى مىكنند كه آن دو دانشجو را بیابند.
رئیس وقت دانشگاه تهران براى اینكه جلوى ناآرامىها را بگیرد، كل دانشگاه تهران را تعطیل كرد. حضور نظامیان در صحن دانشكده فنى باعث شد كه بین نظامیان و دانشجویان، زد و خورد شود. عدهاى از سربازان، دانشكده فنى را به كافى محاصره كرده بودند تا كسى از میدان نگریزد. آنگاه دستهاى از سربازان با سر نیزه از در بزرگ دانشكده وارد شدند.
اكثر دانشجویان به ناچار پا به فرار گذاردند تا از درهاى جنوبى و غربى دانشكده خارج شوند. در این میان بغض یكى از دانشجویان تركید و او كه مرگ را به چشم مىدید و خود را كشته مىدانست دگر نتوانست این همه فشار درونى را تحمل كند و آتش از سینه پرسوز و گدازش به شكل شعارى كوتاه بیرون ریخت: «دست نظامیان از دانشگاه كوتاه!» . هنوز صداى او خاموش نشده بود كه رگبار گلوله باریدن گرفت و چون دانشجویان فرصت فرار نداشتند به كلى غافل گیر شدند و در همان لحظه اول عده زیادى هدف گلوله قرار گرفتند. به خصوص كه بین محوطه مركزى دانشكده فنى و قسمتهاى جنوبى، سه پله وجود داشت و هنگام عقب نشینى عده زیادى از دانشجویان روى پلهها افتاده، نتوانستند خود را نجات دهند، مصطفى بزرگ نیا به ضرب سه گلوله از پا درآمد. مهندس شریعت رضوى كه ابتدا هدف قرار گرفته به سختى مجروح شده بود بر زمین مىخزید و ناله مىكرد، و دوباره هدف گلوله قرار گرفت. احمد قندچى حتى یك قدم هم به عقب برنداشته و در جاى اولیه خود ایستاده بود و از گلوله باران اول مصون مانده یكى از جانیان «دسته حاجیباز» با رگبار مسلسل سینه او را شكافت.
بعد از پایان درگیرىها احمد هنوز زنده بود؛ او را به یكى از بیمارستانهاى نظامى تهران منتقل كردند. در حالى كه در درگیرىها لوله شوفاژ در مقابل احمد تركید بود و آب جوش تمام سر و صورت او را به شدت مجروح كرده بود با این حال مسئولان بیمارستان از مداوا و حتى تزریق خون به او ابا كردند و 24 ساعت بعد او مظلومانه شهید شد.
مظلومیت قندچى به حدى بود كه حتى بعد از شهادت، به خانوادهاش گفته بودند كه احمد را با دو شهید دیگر در امام زاده عبدالله دفن كردهاند. برادر شهید قندچى گفت: «بعد از این كه فهمیدیم احمد را در مسگر آباد دفن كردهاند با خانواده شریعت رضوى و بزرگ نیا به مسگر آباد رفتیم و قبر شهید را نبش كردیم و او را مخفیانه به امام زاده عبدالله بردیم و در آنجا در كنار دوستانش به خاك سپردیم.»
در جریان درگیرى 16 آذر عده زیادى از دانشجویان كه تحت فشار و حمله قرار گرفته بودند به ناچار به آزمایشگاه پناه بردند. پس از ختم گلوله باران دقیقهاى سكوت، دانشكده را فرا گرفت. ناگهان میان سكوت ناله بلندى به گوش رسید كه مانند دشنه در قلبها فرو رفت و از چشم بیشتر دانشجویان اشك جارى شد. نالههاى بلند سوزناك مىفهماند كه عدهاى مجروح شدهاند و در همان جا افتادهاند. اولیاى دانشكده، مستخدمان و چند نفرى از دانشكده پزشكى مىخواستند مجروحان را به پزشكى برده معالجه كنند ولى سربازان با تهدید به مرگ مانع این كار شدند. بدن مجروحان در حدود دو ساعت در وسط دانشگاه افتاده بود و خون جارى بود تا بالاخره جان سپردند. بدین ترتیب سه نفر از دانشجویان (بزرگ نیا، قندچى و شریعت رضوى) شهید و بیست و هفت نفر دستگیر و عده زیادى مجروح شدند.
خبر واقعه 16 آذر به سرعت در تمام تهران پخش شد. در روز 17 آذر تمام دانشگاههاى تهران و اغلب شهرستانها در اعتصاب كامل به سر بردند؛ حتى بسیارى از دبیرستانها هم با تعطیل كردن مدرسه خود هم دوش دانشگاهیان در تظاهرات علیه فجایع 16 آذر و سفر نیكسون به تهران شركت كردند.
براى كم رنگ كردن واقعه 16 آذر، جنایت كاران شروع به سفسطه كردند. در مقابل خبرنگاران گفتند كه: «دانشجویان براى گرفتن تفنگ سربازان حمله كردند و سربازان نیز اجبارا تیرهایى به هوا شلیك نمودند و تصادفا سه نفر كشته شد.» در همان روزها یكى از مطبوعات نوشت: «اگر تیرها هوایى شلیك شده، پس دانشجویان پر درآورده و خود را به گلوله زدند!»
رژیم براى این كه واقعه 16 آذر زودتر از یادها برود از برپایى مراسم یادبود شهدا جلوگیرى كرد.
برادر شهید شریعت رضوى مىگوید: «بعد از شهادت این سه تن به ما اجازه برگزار كردن شب سوم در خانه هایمان را هم ندادند؛ ولى در مراسم چهلم به خاطر پافشارى زیادى كه كردیم فقط 300 كارت كه مهر حكومت نظامى روى آن خورده بود به من دادند. هر كس مىخواست به طرف امام زاده عبدالله برود كارتش را كنترل مىكردند.»
برادر شهید بزرگ نیا نیز مىگوید: «از طریق علم، شاه به پدرم تسلیت گفت و پیغام داد 200 هزار تومان خون بها بدهند كه جواب رد دادیم؛ بعد مىخواستیم مجلس ختم و شب هفت بگیریم، مخالفت كردند. تا این كه خودم پیش سرتیب بختیار فرماندار نظامى رفتم و متعهد شدم اگر اتفاقى افتاد خودم مسئول باشم.»
درست روز بعد از واقعه 16 آذر، نیكسون به ایران آمد و در همان دانشگاه، در همان دانشگاهى كه هنوز به خون دانشجویان بى گناه رنگین بود دكتراى افتخارى حقوق دریافت كرد. صبح ورود نیكسون یكى از روزنامهها در سر مقاله خود تحت عنوان «سه قطره خون» نامه سرگشادهاى به نیكسون نوشت. در این نامه سرگشاده ابتدا به سنت قدیم ما ایرانىها اشاره شده بود كه «هرگاه دوستى از سفر مىآید یا كسى از زیارت بازمى گردد و یا شخصیتى بزرگ وارد مىشود ما ایرانیان به فراخور حال در قدم او گاوى و گوسفندى قربانى مىكنیم؛ آنگاه خطاب به نیكسون گفته شده بود كه «آقاى نیكسون! وجود شما آن قدر گرامى و عزیز بود كه در قدوم شما سه نفر از بهترین جوانان این كشور یعنى دانشجویان دانشگاه را قربانى كردند.»
منابع:
1- خاطرات شهید چمران
2- روزنامه كیهان آذر 58
3- روزنامه اطلاعات آذر 58
4- روزنامه جمهورى اسلامى آذر 58
مرتبط با موضوع:نوشته های محتلف

لذا از كليه دانشجويان دعوت مي شود جهت خريد اين شماره نشريه به دفتر انجمن هاي علمي دانشكده مراجعه نمايند.
مرتبط با موضوع:خبرها

جنگل های شمال بایستی تحت کدام طرح مدیریتی اداره شوند؟
۱- طرح مدیریتی حفاظتی
۲-طرح های بهره برداری
(اکثر طرح های فعلی)
۳- طرح های تلفیقی
پیوست :
گزارش تخریب دوسالانه جنگل های شمال
گزارش تحقیقی- خبری کانون ديده بانان زمين : نسرین دخت خطیبی- مهر ماه 1387
منبع: با طبیعت.......
مرتبط با موضوع: علوم جنگل
کپی برداری از مطالب وبلاگ تنها با ذکر منبع مجاز میباشد.
All Rights Reserved 2007-2008 © by utswe.blogfa. com
The Template Designed by blogfa @ www.blogfa.com