بسم رب الشهدا و الصدیقین
من المومنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم
من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا

به یاد همه شهدا مخصوصا دایی عزیزم که درسن 20 سالگی در عملیات والفجر 8 به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
یکی بود یکی نبود
یه شهری بود خوش قد وبالا. آدمهایی داشت محکم وقرص. ایام ایام جشن بود( جشن غیرت). همه تو اوج شادی بودند که یه غول حمله کرد به شهر. اون غول غول گشنه ای بود که می خواست کلی از این شهر رو ببلعه.همه نگران شدند. حرف افتاد با این غول چی کار کنیم. ما خمار جشنیم. بهتره سخت نگیریم.
اما پیر مراد جمع گفت باید تازه نفسها برن جنگ غول.
غول/ غول عجیبی بود. یه پاشو می زدی دو تا پا اضافه میکرد. دستاشو قطع می کردی چندتا سر اضافه می شد. بالاخره دستای آقا غول رو قطع کردند و خسته و زخمی برگشتند شهرشون که دیدند پیر مرادشون سفر کرده یکی ازپیرجوونهای زخم کشیده جا شو گرفته بود.
اما یه اتفاق افتاده بود.
بعضیها این جوونها رو یه جوری نگاه می کردند که انکار غریبه می بینند شاید هم حق داشتند!!!!!!!
آخه این جوونها مدتها بیرون از این شهر با غولی جنگیده بودند. جنگیدن با غول آدابی داشت که اونها بهش خو کرده بودند. دست و پنجه نرم کردن با غول زلالشون کرده بود شده بودند اینهو اصحاب کهف دیگه پولشون قیمت نداشت.
اونهایی که تونستند خزیدند تو غار دلشون و اونهایی که نتونسته بودند مجبور به معامله شدند
آهای مردم بیایید نذاریم شاهرگ این غیرت خشک بشه
یا حق
نوشته شده توسط: سیروس نصیری
مرتبط با موضوع: نوشته های مختلف

* با شکایت یکی از شهروندان به دادگاهی احضار شد که قاضی اش را خود منصوب کرده بود. قاضی هنگام صدا زدن شاکی و متهم او را که متهم بود با احترام صدا زد اما شاکی را به اسم کوچکش خطاب کرد. امیر برآشفت که تو در خطاب بین من و شاکی ام تبعیض قائل می شوی و مرا با احترامی بیشتر صدا می زنی و این عادلانه نیست.
* در جنگی که "مسلمانان متعصب" مشهور به خوارج علیه او به راه انداختند گفت: "تا وقتی که شمشیر به دست نگرفته و کسی را نکشند هر چه بگویند آزادند و هیچ کس حق تعارض به آنها را ندارد."
* وقتی برای رسیدن به وضعیت مردم وارد شهر " انبار " شد جمعیت استقبال کننده پای مرکب او می دویدند و شادمانی می کردند...به آنها هشدار داد که چنین کارهایی حاکمتان را مغرور می کند و شما را به زحمت می اندازد پس گناهی است که لذتی نیز ندارد.
* یارانش اعتراض کردند که دشمنت از تو زیرک تر است پاسخ داد :" به خدا قسم که او از من زرنگتر نیست. فرق من و او این است که او با مکر و حیله و دروغ و گناه پیش می رود و من نمی توانم از این راه ها استفاده کنم."
* وقتی برای یافتن ودیدنش به مسجد کوفه می رفتند باید پرسان پرسان به او می رسیدند. زیرا میان جمعیت و مثل آنها بود نه جایگاه متفاوتی داشت و نه لباس متفاوتی.
* شنید که در یکی از شهرها زینت از پای زنی یهودی به تاراج بردند اندوهناک و آشفته و معترض خروشید که " اگر کسی از شما از غصه شنیدن این خبر بمیرید ملامتش نمی کنم بلکه چنین مرگی را سزاوار می بینم.
* پس از آن که توسط یکی از خوارج ضربت خورد وصیت کرد :" اگر زنده ماندم خود می دانم با قاتل چه کنم اما اگر نماندم و تصمیم بر قصاص گرفتید تنها با یک ضربت قصاص کنید مبادا شکنجه یا آزار دیگری به او رسانید."
* به گواهی تاریخ وقتی خبر شهادتش در محراب مسجد کوفه و هنگام نماز صبح به پاره ای از سرزمینهای اسلامی مانند شام رسید مسلمانان شگفت زده شدند که مگر او نماز هم می خواند؟! معاویه که چنین تبلیغات مسمومی را علیه وی به راه انداخته بود پس از خبر شهادت و اطمینان از نبودنش در مجلسی به یاد او گریست و از او به نیکی یاد کرد.
نوشته ای از: محمود جواد اکبرین
مرتبط با موضوع: نوشته های مختلف
رتبه 132 به عنوان جایگاه ایران در زمینه حفاظت از محیط زیست نشان میدهد کشور ما از 90% کشورهای جهان در این زمینه عقب تر است این در حالی است که ایران از معدود کشورهایی که در قانون اساسی خود بر حفاظت از محیط زیست تاکید دارد ونیزعلاوه بر تمام قرداد های جهانی در دین اسلام نیز به همین موضوع تاکید دارد تا جایی که بیامبر ما می فرماید شکستن شاخه هر درخت به منزله شکستن بال فرشتگان است
ایران از امضا کنندگان دستور کار 21امین گردهمایی سران زمین در سال 1992 بود ودر سال 1994 بیمان مقابله با بیابانزایی را امضا کرد از اینرو از انجا که سد سازی ازجمله فعالیتهای است در جهت بیابان زایی با جدیت خاصی بیگیری شد وهمه این فعالیتها در شرایطی انجام شد تقریبا رویکرد سازه ای عرضه آب ناقض قوانین و تعهدات یاد شده است و سدسازی از عوامل تخریب محیط زیست به شمار می رود که آسیب جبران نابذیری به آبخیزها. کوهستانها. جنگلها. رودخانه هاو.......وارد میکند
با توجه به اصل 48 قانون اساسی بر رعایت بدون تبعیض بهره برداری از منابع طبیعی تاکید شده است و نیز اصل50 که حفظ محیط زیست را وظیفه ملی بیان کرده این سوال مطرح میشود که چرا عمران کشورمان با تخریب نادرترین اکوسیستمهای ایران همراه است؟
حال با توجه به ایکه راهکارهای تامین آب ونیرو در گذشته هماهنگی بیشتری نسبت به فعالیتهای اخیربا قوانین ملی و بین المللی داشت چرا این وضع بیش آمده سوالی است تقریبا همه ما که به نوعی با منابع طبیعی در ارتباط هستیم به نحوی و هر کسی بنا به رشته خودش باید به آن جواب دهد.
بنظر من شاید اولین قدم برای کنترل این وضع تبدیل شدن سازمان جنگلها ومراتع به یک وزارت در دولت است تا حداقل بیانیه هایی که در این چند ساله بیشتر حالت سرعت گیر داشته از قدرت اجرایی بسیار بالاتری برخوردار باشد
منابع: روزنامه سرمایه مورخ چهارشنبه 26 شهریور
(ضرورت راستی آزمایی سدقانون اساسی بیانیه 23 انجمن و موسسه غیر دولتی
حامی محیط زیست)

مراسم معارفه دكتر محمد حسین امید رئیس پردیس كشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران و تقدیر از خدمات ارزنده دكتر عباسعلی زالی رئیس پیشین این پردیس روز شنبه بیست و سوم شهریور در تالار اجتماعات امام خمینی (ره) برگزار شد.
در این جلسه كه با حضور دكتر فرهاد رهبر رئیس دانشگاه تهران، برخی معاونان دانشگاه تهران، حضرت حجه الاسلام و المسلمین دكتر كازرونی امام جمعه و نماینده مردم كرج در مجلس خبرگان و دیگر مسئولان شهرستان كرج برگزار شد، ابتدا دكتر زالی طی سخنان كوتاهی از دوره سه ساله مدیریت خود در پردیس كشاورزی و منابع طبیعی گزارش مختصری ارائه داد و ضمن تبریك به دكتر امید رئیس جدید پردیس كشاورزی و منابع طبیعی برای ایشان آرزوی موفقیت كرد.


برگرفته از سایت شخصی دکتر مهدی زارع http://www.mehdizare.net/
۱- نيروهاي موجد در عرصه مديريت پژوهش در هر هر سازمان خيلي متنوع و متكثر نيستند. حقيقت آن است كه بايد با همين نيروهاي موجود بتوان سازماندهي كرد و از آنها كه ايده جديد دارند و تحول خواه هستند حمايت كرد و به روشهاي مختلف همين اندك نيروهاي موجود را دچار تفرقه و اختلاف و حاشيه ننمود. اگر چنين نباشد، عملا همين نيروي موجود را پراكنده مي كنيم و بهره وري به حداقل مي رسد.
۲- البته شرايط ايده آل براي كار احتمالا به قدري غير قابل دسترس خواهد بود كه كسي اصلا كاري نكند! ولي تاكيدم بر آن است كه يك شرايط حداقلي براي كار لازم است. دست كم بايد به پيگيري شدن تحولهاي پيشنهادي بتوان اميد وار بود. خلاصه آنكه شرايط چنان نشود كه عملا به بي اعتمادي بيانجامد.
۳- اگر كسي شانه زير بار داد، بايد بتواند حداقل كاري كه از دستش برمي آيد انجام دهد. فوري چنان مسائل و مشكلات كاري و اداري سرش ريخته نشود كه يا به ماشين امضا بودن رضايت دهد - كه اين يعني پايان! - و يا بگذارد برود!. بايد بتواند حداقل اثرگذاري را مهيا ببيند.
۴- از سوي ديگر اگر آنقدر دست باز نباشدكه به پيش بردن كار پژوهشگران را نتواند عملي كند، امكان و انگيزه همكاري از سوي مجموعه اي كه با او كار مي كنند سلب مي شود.
۵- بايد همان حداقل هايي كه از يك مدير پژوهشي بر مي آيد، بتواند عملياتي كند. اگر همان حداقل اثر را نتواند بگذارد، كار براي خودش هم بي معي ميشود.
۶- همه مي دانند كه فرق نخبگان با عوام آن است كه يك نخبه اول مي انديشد و بعد كاري مي كند يا حرفي مي زند. فضا نبايد چنان عام زده شود كه اول حرفي بزنيم و بعد ببينيم كه چگونه بتوانيم آن را عملياتي كنيم، يا از انجام آن منصرف شويم و به طور كلي ترديد دائمي حاكم شود.
۷- فضا اگر در حالت مطالبه دائمي باشد، و طلب خواست بيشتر شعار دائمي باشد، در آن صورت تحقق حداقل ها هم شايد ممكن نباشد.
برگرفته از سایت شخصی دکتر مهدی زارع http://www.mehdizare.net/
مي توان مستقيم به داخل چاله برانيم! (اگر سوار اتومبيل و در حال رانندگي هستيم ) . البته مسير مستقيم و كوتاه خواهد شد ولي خسارت به خودرو فراوان خواهد بود.
مي توان سرعت را كم كرد و ببينيم كه چگونه مي توانيم از كنار دست انداز عبور كرد. اين كار محتاطانه است و سرعت را كمي كم مي كند، ولي حداقل به درون چاله نمي افتيم و ماشين خسارت نمي بيند.
و البته مي توان كاملا ايستاد و ابتدا چاله را پر كرد، و سپس سوار شد و از مسير مستقيم ادامه داد. البته اين سومي وقت زيادي مي گيرد ولي اگر امكان ايستادن باشد، شايد بهترين كار همين باشد. حداقل آن است كه خودرو هاي بعدي با چنين چاله اي مواجه نشوند.
شما باشيد چه مي كنيد؟
صحنه ای که دیده نشد
تا امروز چیزی حدود 12 روز از حماسه Traummannایران میگذرد ولی......
متن زیر فردای قهرمانی ساعی در بلده نوشتم
سرانجام قهرمان رویاهای ورزشی ایران از راه رسید. المبیک اگر برای ما آغاز خوبی نداشت اما بایان دیدنی داشت. تقریبا این رسم همه دوره های ماست که در روزهای آخر شاهد افتخارآفرینی باشیم. هادی ساعی دیروز کاری کرد کارستان. او در یک وزن بالاتر و با دست شکسته با قهرمانان جهان و المبیک هوشمندانه مبارزه کرد و با اقتدار تمام سرود ایران را در جهان (چون مسابقه او مستقیم ازZDF&RAI SPORTبخش میشد) طنین افکن کرد وتمام جهان را مجبور کرد تا برچم ایران را که در مراسم افتتاحیه تنها چند ثانیه و ان هم به خاطر اینکه یک دختر ( هما حسینی )آن را حمل میکرد وبه همراه تصاویری بیشتر روی صورت او و نجمه ابتین زوم بود دیده بودند با دقت تمام ببینند.
از افتادگی او همین بس که بعد ازمسابقه از مردم خواست برای شادی روح بدرو برادرش فاتحه بخوانند.
حالا نام او بر بلندای ورزشمان می درخشد. باید به این جوان رعنای ایران لقب جوانمردترین ورزشکار جهان را در کارنامه خود دارد هزاران بار درود فرستاد وبه یاد ان روزها افتاد که با کمال خشوع تمام مدالهایش را برای زلزله زدگان بم به حراج گذاشت.
تردید نداشته باشید که این مدال هم برای هادی بعنوان ذخیره ای است تا در فرصتی آن را برای گره گشایی مردم کشورش تقدیم کند.
از کجا تا نا کجا
بیام تبریک سید محمد خاتمی به هادی ساعی
مرد بزرگ اخلاق. ورزش و انسانیت بهلوان هادی ساعی. بیروزی درخشان شما در المبیک بکن و کسب عنوان بزرگترین قهرمان المبیک تاریخ ایران را به شما و ملت بزرگواری که دامان باکش برورشگاه بزرگانی چون شماست مبارک باد.ملت بزرگوار ایران مستحق شادی در بلندای ناشی از این افتخار است. برایتان آرزوی سلامتی و بهروزی از درگاه خداوند دارم.
.......................................................................................................
وحال بیام تبریک رئیس جمهور به هادی ساعی
قهرمان ُسرافراز ایران اسلامی. برادر عزیزم جناب آقای ساعی . خداوند را سباس میگویم که با نبرد به یاد ماندنی و همشمندانه شما در عرصه جهانی بار دیگر برچم مقدس ُکشورمان در قله افتخار برافراشتیید. این فخر آفرینی بر همگان مبارک باد
.......................................................................................................
هر چه گشتم بیام تبریک دیگری بیدا نکردم
کپی برداری از مطالب وبلاگ تنها با ذکر منبع مجاز میباشد.
All Rights Reserved 2007-2008 © by utswe.blogfa. com
The Template Designed by blogfa @ www.blogfa.com